
مقاله ای از جینی ساهادی، تحلیلگر اقتصادی سی ان ان مانی
نزدیک به 20 درصد شرکتهای بزرگ آمریکایی که در ترازنامه مالی خود برای 2012 کسب سود را گزارش کرده بودند در نهایت عملا هیچ مالیات بر درآمدی به دولت پرداخت نکردهاند.
بر اساس گزارش جدید اداره پاسخگویی دولت که به درخواست سناتور برنی سندرز، نامزد دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری امسال آمریکا، و منتقد پرسروصدای شرکتهای آمریکایی انجام شد نتایج مالیاتی شرکتها به دست آمده است. این اداره در مورد سالهای پیش از 2012، تخمین زده است که در سال 2011 24 درصد شرکتهای بزرگ آمریکایی هیچ مالیات بر درآمدی بدهکار نبودهاند، در سال 2010 حدود 22 درصد این شرکتها چنین وضعیتی داشتهاند و در سال 2009 نیز به 21 درصد شرکتهای بزرگ هیچ مالیات بر سودی تعلق نگرفته است.
چطور شرکتهای سودده در نهایت با صورتحساب صفر دلار مالیات بر درآمد شرکتی مواجه شدهاند؟ طبق توضیح اداره پاسخگویی دولت آمریکا، چند دلیل برای این اتفاق وجود داشته است؛ ممکن است این شرکتها تخفیف مالیاتی برای ضررهای سال گذشتهشان داشتهاند اما این تخفیف به سال بعد منتقل شده است. همچنین شاید آنها کاهش ارزش دارایی خود را بیشتر آنچه که در ترازنامه مالیشان مدعی شدهاند تقاضا کرده بودهاند. یا اگر آنها سودی را در خارج از کشور به دست آوردهاند و آن سودها را با خود داخل ایالات متحده نیاوردهاند به اداره مالیات آمریکا تا وقتی که سودها را منتقل نکنند چیزی بدهکار نیستند.
برنی سندرز، نامزد دموکراتها، در یکی از برنامههای انتخاباتی خود گفت: «وقتی که از هر پنج شرکت سودده آمریکایی یکی از آنها هیچ مالیاتی به اداره درآمدهای مالیاتی فدرال پرداخت نمیکند به این معنی است که امر به غایت غلطی در آمریکا رخ داده است. ما به اصلاحات واقعی مالیاتها نیاز داریم تا مطمئن شویم که سوددهترین شرکتها در آمریکا سهم عادلانه خودشان را در مالیاتها پرداخت میکنند؛ به این معنی که گریزگاههای مالیاتی شرکتها بسته شود تا درآمدهایی که برای بازسازی آمریکا و تولید میلیونها شغل نیاز است فراهم شود.»
اما در سالهای یادشده گزارش اداره پاسخگویی دولت آمریکا، بیشتر شرکتهای بزرگ و نیز یکسوم شرکتهای کوچک، مالیات بر درآمد بدهکار بودهاند که مجموع آن به 268میلیارد دلار میرسیده است. در سال مالیاتی 2008 تا 2012، شرکتهای بزرگ سودده به طور میانگین حدود 14 درصد از درآمدهای پیش از کسر مالیات خود را که در آمریکا حاصل شده بوده یا 22 درصد از مالیات درآمدهای حاصل از خارج، مالیات به دولت و مالیات محلی را پرداخت کردهاند. این میزان مالیات بهخوبی کمتر از 35 درصد نرخ مالیات بر درآمد شرکتی است.
اداره پاسخگویی دولت در تحلیل خود از دادههای شرکتها بدون ذکر نام آنها استفاده کرده است. همچنین از اطلاعاتی که شرکتهای بزرگ باید درباره درآمدها و هزینههای خود مطابق با ترازنامههای مالیشان پر کنند استفاده شده است. با این حال، بسیار گفته میشود که بهجز اعدادی که واقعا به اداره مالیات پرداخت میشود و اساس آن مدعای شرکتهاست خیلی سخت است که بتوان میزان مالیات بر درآمد شرکتها را به دست آورد. از سوی دیگر، اطلاع از میزان درآمدهای شرکتها و جزئیات فعالیتهای مالی آنها مطابق با مقررات و قوانین چندان راحت نیست.
بسیاری از وکلا و حقوقدانان موافقاند که قوانین مالیات شرکتها نیاز به اصلاح دارد اما آنها هنوز درباره چگونگی انجام این اصلاح یا اینکه چطور پولهای اضافی باید مورد بهرهبرداری قرار بگیرند به توافق نرسیدهاند. سندرز که بسیار درباره مالیات شرکتها حرف زده و روی این مسئله تمرکز کرده میگوید که میخواهد گریزگاههای مالیاتی را که به نفع شرکتهای چندملیتی آمریکایی است ببندد و از پول حاصل از آن برای سرمایهگذاری در زیرساختها استفاده کند.
در میانمدت، وزارت خزانهداری آمریکا اخیرا سومین مجموعه از مقرراتی را که برای جلوگیری از فرار مالیاتی شرکتها در میان شرکتهای چندملیتی آمریکایی نوشته شده ارائه کرده است؛ بهخصوص شرکتهایی که با شرکتهای خارجی ادغام میشوند و از مزایای گریزگاههای مالیاتی برای کاهش صورتحسابهای مالیاتی داخل آمریکا استفاده میکنند.