
احمد میرخدائی: استفاده از سرمایه خارجی از سوی بیشتر کشورها برای رسیدن به توسعه و جهانی شدن مورد استقبال قرار گرفته و با توجه به اینکه در برنامههای توسعه و سند چشمانداز 1404 اصرار زیادی بر رسیدن به رشد اقتصادی بالا شده است، نیاز به جذب سرمایهگذاری خارجی برای کشور ما نیز غیرقابل انکار است .
علی عبدالعلیزاده، وزیر مسکن دولت اصلاحات و مشاور عالی وزیر کشور در امور توسعه مناطق در گفتوگو با «آیندهنگر» نکاتی را گوشزد میکند که بدون توجه به آنها، جذب سرمایه خارجی با چالش جدی مواجه خواهد شد. او میگوید پیش از ورود سرمایهگذار خارجی باید تمام زمینهسازیها و هماهنگیهای مربوط به صدور مجوزهای كسبوكار را انجام داده و اسب را برای سرمایهگذار زین کرده باشیم در غیر این صورت، نشان دادن بیابان به سرمایهگذار رغبتی برای ماندن در او ایجاد نمیکند. عبدالعلیزاده همچنین درباره سرمایهگذاری خارجی در بخش مسکن هشدار میدهد چنانچه حضور خارجیها در این حوزه به صورت پیمانکاری و در نقش فروشنده کالا و نیروی کار باشد، میتواند فعالان توانمند داخلی را بهسختی متضرر کند. با وی در خصوص سرمایهگذاری خارجی و لازمههای جذب آن در کشور گفتوگو کردیم که در زیر میخوانید.
به نظر شما آیا ایران در پسابرجام نیاز و ظرفیتی برای جذب سرمایهگذاری خارجی دارد؟
اولين نکتهای که باید از ابتدای بحث روشن شود این است که سرمایهگذاری خارجی از مسائل بسیار مهمی بهشمار میرود که در قرن گذشته، بهخصوص بعد از جنگ جهانی دوم، مورد توجه همه کشورها قرار گرفته است. حتی آمریکا هم برای توسعه و پیشرفت خود یک باب قابل توجه درمورد سرمایهگذاری خارجی باز کرده است بنابراین اینکه بگوییم کشوری نیاز به سرمایه خارجی دارد، به معنای ضعف آن کشور نیست بلکه به این معناست که آن کشور میخواهد توسعه پیدا کند. لازمه توسعه، جهانی شدن و با جهان حرکت کردن است. سرمایهگذاری خارجی نیز چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم، یکی از راههای توسعه روابط با دنیا و رفتن به سوی جهانی شدن است. از این رو اگر فکر کنیم که باید سرمایهگذار خارجی را به کشور بیاوریم، خود را تحقیر نکردهایم بلکه باید به این موضوع اهمیت بدهیم. متاسفانه در ایران، بهخصوص بعد از انقلاب، این تصور ایجاد شده است که حکومت اسلامی به هیچکس نیاز ندارد و اتفاقا همین موضوع به یک تابو نیز تبدیل شده است و برخی به آن دامن میزنند. همین حالا چین و هند سرمایه خارجی جذب میکنند و همزمان آلمان و فرانسه و آمریکا از سرمایهگذاری خارجی استقبال میکنند. پس سرمایهگذاری خارجی یک امر پسندیده و کمککننده توسعه است. نکته دوم این است که در هر نقطهای از دنیا که زندگی در آن جریان داشته باشد، ظرفیتهایی نیز برای جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی وجود دارد. به همین دلیل در کشورهای بسیار ضعیف مانند بنگلادش نیز سرمایهگذاری خارجی اتفاق میافتد، البته میزان آن به نوع برنامهریزی و مدیریت حاکمیت و برخورد قانون و مردم آن کشور در قبال سرمایهگذاری بستگی دارد. سومین نکته نیز این است که برای هرکاری، بزرگ یا کوچک، باید برنامهریزی وجود داشته باشد. جذب سرمایه خارجی یک بازی دوطرفه است. سرمایهگذار در این بازی دوسویه، دنبال منافع خود است اما مهم این است که آیا سرمایهپذیر هم برای خود منافع و هدفی میبیند یا همین را که سرمایهگذار میآید کافی میداند. اگر سرمایهپذیر دنبال هدفی است و سود و منافع جستوجو میکند باید برنامه داشته باشد. در مورد نکته چهارم نیز باید بدانیم همانطور که سرمایهگذار، کشور و منطقه مورد نظر برای سرمایهگذاری را ارزیابی و در صورت تايید اقدام به سرمایهگذاری میکند، سرمایهپذیر نیز باید سرمایهگذار خارجی، اهداف او و موضوع سرمایهگذاری را ارزیابی و سبکسنگین كند و سپس آن را بپذیرد یا رد کند.
با فرض پایبندی به رعایت این نکات از سوی ایران، آیا توافق هستهای و برجام توانسته است زمینهای برای جذب سرمایه خارجی مهیا کند؟
باید دید ما در پسابرجام چه برنامهای برای جذب سرمایه خارجی داریم. مسلما توافق هستهای و اجرایی شدن برجام، تحت حمایت و راهنمایی مقام معظم رهبری، یک موفقیت بزرگ ملی است و باید به مردم و همه مسئولان در خصوص آن تبریک گفت، هرچند اگر تجربیات و آگاهی لازم از فاجعه سالها تحریم شدید ایران در سالهای 93 و 94 وجود داشت از پیدایش تحریمها پیشگیری و مشکلات کمتری در مسیر جذب سرمایه خارجی پیدا میکردیم. البته در دور دوم دولت اصلاحات، کار عاقلانهای از رئیس دولت و دستاندرکاران دیده شد که یکطرفه تعلیق فعالیتهای هستهای را اعلام کردند تا پرونده به شورای امنیت نرود. در رمضان 1382 مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان نظام فرمودند این یک تاکتیک بسیار ارزشمند و به مثابه یک گام به عقب و دو گام به جلو است. اگر ما بعدها که با سر کار آمدن آقای احمدینژاد، تعلیق به هم خورد و پرونده به شورای امنیت رفت، به این مسئله میاندیشیدیم که تحریمها چه بلایی بر سر ما میآورد و از آن جلوگیری میکردیم لااقل 10 سال از زمان توسعه را از دست نمیدادیم. حالا در پسابرجام پرداختن به این واقعیت ضروری است که ما به مدت 10 سال خلاف مسیر برنامه توسعه و چشمانداز 1404 عمل کردهایم. همه آمار و شاخصها نیز نشان میدهد که قطار کشور در دو دولت قبل، خلاف مسیر توسعه حرکت کرده و دستاوردهای قبلی و زیرساختها هم در حد توان به هم ریخته شده است. با این تفاصيل در سال 1394 که برجام به فرجام رسید، ایران کشوری است که حداقل 10 سال از روال توسعه خود عقب مانده است اما حالا این کشور با ظرفیتهای غنی مانند ظرفیتهای معدنی، جمعیت جوان، موقعیت خوب جغرافیایی و دسترسی به آبهای آزاد با دنیا به تفاهم رسیده است و بعد از یک شلوغکاری و به هم ریختن روابط با دنیا، مدیران این کشور، سیاست آشتی را انتخاب کردهاند. حالا دنیا نیز قصد دارد از این کشور بهرهبرداری کند و قطعا سرمایهگذاران خارجی علاقهمند هستند از این فرصت برای بهرهبرداری از بازار ایران و کشورهای همسایه استفاده کنند، مخصوصا در این دوران که منشوری به نام اقتصاد مقاومتی در ایران منتشر شده است که به سرمایهگذاری خارجی نیز اجازه ورود میدهد. جای تاسف دارد وقتی میخوانیم و میشنویم برخی از افراد بدون اینکه اصلا بندهای 24گانه اقتصاد مقاومتی را خوانده باشند از روی ذهنیت خود از واژه مقاومت برداشتهايي میکنند و معتقدند با اقتصاد مقاومتی باید دیواری گرد کشور بکشیم و رابطه اقتصادی با خارجیها را به حداقل برسانیم؛ در حالی که جهتگیری اقتصاد مقاومتی صادراتی بوده و تعامل با دنیا و بهخصوص کشورهای منطقه به عنوان نکاتی بسیار مهم در آن دیده شده است. راهبرد و چشمانداز سیاستهای اقتصاد مقاومتی، تبدیل اقتصاد برونزای درونگرای ایران به اقتصادی درونزا و برونگراست که در واقع چراغ سبزی برای سرمایه خارجی محسوب میشود.
پس هم اقتصاد ایران برای سرمایه خارجیها جذابیت دارد و هم به آنها چراغ سبز نشان میدهد. در این شرایط آیا مشکلی برای ورود سرمایه خارجی وجود خواهد داشت؟
سرمایهگذاران فوجفوج به ایران میآیند و رقابت شدیدی با هم دارند. حتی شرکتهای آمریکایی مانند بوئینگ هم که اجازه حضور در ایران ندارند سعی میکنند به دولت خود فشار بیاورند تا اجازه فعالیت در ایران را به دست بیاورند. اما سوال اصلی این است که در این فرصت پیشآمده آیا دولت و حاکمیت ایران نیز از این فرصت استفاده خواهند کرد یا مانند گذشته فرصتها خواهند سوخت. اگر ما نتوانیم سرمایهگذاری خارجی را به شکل درستی در کشور بپذیریم و آن را سامان و توسعه دهیم، سرمایهگذاران خارجی در کشورهای همسایه ما، در جنوب خلیج فارس و آسیای میانه، برای صادرات به بازار ایران سرمایهگذاری خواهند کرد. بازار چندمیلیونی این کشورها قابل مقایسه با بازار 80میلیونی ایران نیست، اما آنها شرایط سرمایهگذاری خارجی را مهیا کردهاند. ما باید با تدبیر خود را برای پذیرش سرمایه آماده کنیم. متاسفانه ما یک سال فرصت را از دست دادهایم و عقب هستیم. از روزی که دولت یازدهم در مذاکرات به نقطهای رسید که فهمید دستیابی به توافق امکانپذیر است، باید تیم اقتصادی خود را مسئول تهیه برنامه برای فعال کردن سرمایه داخلی و جذب سرمایه خارجی میکرد. حالا شاهد این هستیم که گرچه حدود چهار ماه از عملیاتی شدن برجام و حدود نه ماه از توافق ایران با جهان گذشته است ما در این ماهها نه برنامهای برای فعال کردن اقتصاد و نه برنامهای برای جذب سرمایه خارجی ارائه نکردهایم. اینکه هیئتهای خارجی دستهدسته به ایران میآیند، در مقابل باید 10 برابر این هیئتها، هیئتهای ایرانی در جستوجوی سرمایهگذارانی که به آنها نیاز داریم به کشورهای دیگر سفر کنند. نباید بنشینیم تا هرکس که خواست به ایران بیاید بلکه باید آن سرمایهگذاری را که میپسنديم به ایران بیاوریم.
مگر ما در رد یا قبول سرمایهگذاران خارجی که به ایران میآیند، مختار نیستیم؟
به تجربیات گذشته رجوع کنید. برای مثال، آیا ما میخواهیم سرمایهگذاران چینی، کرهای یا فرانسوی که تجربه ناموفقی در تولید اتومبیل برای ایران داشتهاند، بیایند؟ مردم ما از سابقه حضور پژو در بازار خودروی کشور ناراضی هستند چراکه برند را به خودروساز ایرانی فروخته و نظارت و احساس مسئولیتی در قبال کیفیت خودروها ندارد. از آن سو شرکت کرهای با فروش پراید همین رفتار را در بازار خودروی ایران داشتهاند. حالا ما باید دوباره باید صبر کنیم همین شرکتها یا ضعیفتر از این شرکتها برای سرمایهگذاری به ایران بیایند یا باید برویم و با خودروسازنی بهتر از اینها مذاکره کنیم و با تشریح فرصتهای موجود آنها را به ایران بیاوریم. در همهجای دنیا نیز این روال معمول است. در مورد کالاها نیز این کار انجام میشود. ما برای خرید گندم به کشورهای مختلف مراجعه میکنیم و بعد از آزمایش و آزمون کیفیت و سنجش قیمت، محصول خریداری میکنیم. ما از هر خریداری برنج نمیخریم. در دیگر حوزهها، مخصوصا صنایعی مانند خودرو که ملی هستند هم باید همین شرایط را رعایت کنیم. نباید همه اختیارات جذب سرمایه و مشارکت با طرف خارجی را به مدیران موقتی که در این شرکتها مسئولیت پیدا میکنند، بسپاریم. این مدیران قراردادهای بلندمدتی با خودروسازان خارجی منعقد میکنند اما دوره مسئولیتشان بسیار پیشتر از این قراردادها به پایان میرسد.
ایران در مقوله جذب سرمایه خارجی، چقدر به این روال پایبند بوده است؟
متاسفانه در پسابرجام هیچ سامانی برای جذب سرمایه خارجی ندیدهایم. دولت یازدهم در سیاست خارجی بسیار موفق و در سیاست داخلی خوب عمل کرد، اما متاسفانه در سیاستهای اقتصادی این دولت، نهتنها شاهد این نوع موفقیتها نیستیم بلکه در مسائل اقتصادی نيز نوعی غفلت به چشم میخورد. من از شما میپرسم در نه ماه گذشته چند هیئت ایرانی برای مطالعه بازارهای خارجی و مذاکره با سرمایهگذاران به دیگر کشورها رفتهاند؟ چند گردهمایی بزرگ در کشورهای مختلف برای گفتوگو با سرمایهگذاران خارجی و معرفی بازار ایران به آنها برپا کردهایم؟
همین هیئتهایی که برای سنجش سرمایهگذاری به ایران آمدهاند چطور، نمیتوانند کمکی در این زمینه کنند؟
اینها یا روی نفت متمرکز میشوند یا روی پتروشیمی اما ما در دیگر حوزهها نیز نیازمند سرمایهگذاری و تکنولوژیهای نوین هستیم که به نظر نمیرسد برنامهای برای آن تدوین شده باشد. در کنار این عدم برنامهریزی برای جذب سرمایهگذاری خارجی از نه ماه پیش دولتمردان میدانستند که اجرای برجام به سرازیری افتاده و کمر تحریمها در حال شکستن است پس چرا اقدامی برای فعال کردن صنایع داخلی و رفع رکود ارائه ندادند. اقدام نکردن برای رفع رکود و بیکاری، که به دنبال آن فقر مزمن و وحشتناک میآید، حاکی از این است که ما در حال سوزاندن یک فرصت طلایی و استثنایی در حوزه اقتصاد هستیم و چون در بُعد اقتصادی فعال نشدهایم، دعواهای سیاسی میکنیم و بحث برجام خوب، برجام بد را در پیش میگیریم.
حالا دولت باید چه کند؟
دولت حتما باید قوانین جذب سرمایه را اصلاح و نهادهای سرمایهپذیر ایجاد کند. در شرایط فعلی یک شرکت خصوصی خارجی که میخواهد یک پروژه کوچک در ایران اجرا کند، برای یک مجوز ساده، یک سال و نیم دوندگی کرده است. زمان گرفتن مجموع مجوزهایی که باید بگیرد بیش از سه سال طول کشیده است. سرمایهگذار خارجی خود را معطل بوروکراسیهای عریض و طویل یک کشور نمیکند. اصلا منطقی نیست؛ به محض اینکه پای سرمایهگذاران خارجی به ادارههای ما برسد با دیدن اولین درخواست رشوه و سوءاستفاده مالی، میروند و پشت سرشان را هم نگاه نمیکنند. ما باید کاری کنیم که وقتی سرمایهگذار خارجی قصد ورود به ایران داشت از قبل برای همه مجوزهای لازم هماهنگی شده باشد که او فقط بیاید و در مدت کوتاهی فعالیتش را شروع کند. با شبکه بانکی و دستگاههای خدماتی نهایت هماهنگی شده باشد که سرمایه خارجی مجبور نباشد برای مجوز محیط زیست، عوارض شهرداری، امتیاز آب یا برق از این اداره به آن اداره برود.
در غیاب نهادی که مسئولیت مشخص کردن پروژههای ملی در قالب طرح آمایش سرزمین را بر عهده بگیرد، آیا هر وزارتخانه و دستگاه نمیتواند این مسئولیت را انجام دهد؟
متاسفانه هیچ وزارتخانهای دنبال این نیست که در بخش تحت مسئولیت خود، پروژهها را بررسی و اسب را برای سرمایهگذار زین کند. وقتی این اتفاق نمیافتد و بیابانی را به سرمایهگذار نشان میدهیم که خودش مجوزهایش را بگیرد و طرحی را اجرا کند، میفهمد که در این کشور هنوز برنامهای برای جذب سرمایه در کار نیست و میرود. در طرف مقابل بهراحتی شرکتهای خودروساز خارجی برای همکاری با خودروسازان بزرگ وارد کشور میشوند و بازار را به دست میگیرند. ما در این صنعت بدون توجه به فرصتهای پیش رو، دوباره از سوراخی که قبلا گزیده شدهایم، گزیده میشویم. اگر قرار است سرمایهگذار خارجی را به عنوان یک فرصت جذب کنیم ابتدا باید برنامهای از فرصتها و طرحها تهیه و در کنار آن تکلیف خود را با اقتصاد داخلی نیز روشن کنیم. ورود سرمایهگذار خارجی امري پسندیده و لازم است. باید دقت کنیم که اگر در حوزهای سرمایهگذار داخلی حاضر به انجام کار است، به او برخی اولویتها را اختصاص دهیم اما آیا شرایط فعلی اقتصاد ما برای سرمایهگذار داخلی فراهم است؟ سرمایهگذار خارجی نسبت به سرمایهگذار داخلی به امتیازات بیشتری نیاز دارد. وقتی شرایط فعالیت برای سرمایهگذار داخلی مهیا نباشد، نمیتوان انتظار داشت که سرمایهگذار خارجی بهراحتی وارد شود.
در برنامه ششم توسعه، رسیدن به رشد اقتصادی 8درصدی پیشبینی شده است، به نظر شما برای رسیدن به این درصد رشد اقتصادی به چه میزان سرمایه خارجی نیاز داریم؟
این مسئله برآوردهای دقیق اقتصادی میخواهد که من از آن اطلاعی ندارم گرچه رسیدن به رشد اقتصادی 8 درصد کار مشکلی است. فقط با ورود سرمایه نمیتوان به رشد اقتصادی رسید؛ یکی از شروط اولیه آن وفاق و همدلی ملی است. در دولت اصلاحات که فضای کشور و اقتصاد نسبت به امروز شرایط بسیار مساعدتری داشت، فقط یک سال این میزان از رشد اقتصادی تجربه شد و بنابراین در شرایط فعلی نمیتوان بهراحتی در مورد تحقق آن طی برنامه ششم توسعه اظهارنظر کرد.
شما سالها وزارت مسکن را در دولتهاي هفتم و هشتم بر عهده داشته و در این حوزه فعالیتهای زیادی کردهاید، به نظر شما آیا ظرفیت جذب سرمایه خارجی در این حوزه وجود دارد؟
زمانی که من وزیر مسکن بودم میگفتم خوشبختانه مسکن کالای محلی است اما حالا میگویم مسکن کالای بینالمللی است. برای برجسازی در تهران حداقل 40 تا 48 ماه وقت لازم است، برای هر متر مربع نیز بین 4 تا 5 میلیون تومان هزینه نیاز دارد اما چینیها زحمت را کم کردهاند و ساختمانهایی ارزانتر، زیباتر و باکیفیتتر از ساختمانهای ما را ششماهه تمام میکنند. دو ماه ساخت در کارخانه چین، دو ماه حمل به ایران و دو ماه نصب. هزینه هر متر مربع آن هم 2.5 میلیون تومان است.
یعنی سرمایه خارجی به این شکل در بخش مسکن وارد میشود؟
سرمایههای خارجی بالاخره مانند امواج رادیویی و ماهوارهای به کشور وارد میشوند. حالا جهانی شدن یک دوره تمدن است و نمیتوان جلوی آن را گرفت اما این نوع ساختمانسازی که من از آن حرف زدم، سرمایهگذاری به حساب نمیآید. اینها وارد ایران میشوند و پروژهها را با کالاهایی که به بازار ایران وارد کردهاند، تمام میکنند. سرمایهگذاری آن است که از اول تا آخر یک طرح ساختمانی را با استفاده از امکانات و مصالح موجود در ایران اجرا کنند و بفروشند. ما در ایران ظرفیت فنی و مهندسی بالایی داریم که حتی بخشی از آن بلااستفاده مانده و باید صادر شود. در بسیاری از کشورها نیز سابقه فعالیت فنی و مهندسی داریم اما خارجیها با اهرمهای قیمت، کیفیت و سرعت جای سازندگان ایرانی را میگیرند.