
وارثان میتسوبیشی و دوران مدرن
سرآغاز امپراتوری عظیم میتسوبیشی به سال 1870 باز می گردد زمانی كه « یاتاروایواساکی» بنیانگذار و موسس میتسوبیشی کار خود را با افتتاح شرکت حمل و نقل دریایی و تنها با در اختیار داشتن سه کشتی بخار قدیمی آغاز کرد و این سه کشتی بخار آغازکننده داستان امپراتوری عظیمی شد که حالا ریشه ای بسیار عمیق به اندازه حدود 150 سال دارد و یکی از بزرگ ترین شرکت های صنعتی، تجاری، اتومبیل سازی، توربین سازی و... جهان است. مجموعه ای که فرزند یک کشاورز ژاپنی اهل ایالت توسا آن را بنیان نهاد؛ مردی که به اعتقاد ژاپنی ها یک سامورایی واقعی بود.
یاتاروایواساکی نهم ژانویه سال 1835 یعنی 35 سال پیش از این که نخستین گام را برای راه اندازی شرکت میتسوبیشی بردارد به دنیا آمد؛ او تمام سال های نوجوانی خود را در توسا گذراند و در آنجا به مدرسه رفت و ساعت هایی از روز را نیز در مزرعه به پدرش کمک کرد تا این که در 19 سالگی تصمیم گرفت به توکیو ( آن زمان ادو نام داشت) برود و ادامه تحصیل دهد اما مدتی بعد از حضورش در توکیو متوجه شد که پدرش با رئیس دهکده درگیر و زخمی شده است؛ بنابراین تحصیل را نیمه کاره رها کرد و به روستا و خانه پدری بازگشت؛ او برای حل مشکل پدر پیش مامور دولتی منطقه رفت اما با درهای بسته رو به رو شد زیرا مامور حاضر به شنیدن حرف ها و دادخواهی یاتارو نشد و او نیز این مامور را به فساد و دریافت رشوه از سوی رئیس دهکده متهم کرد اتفاقی که برایش دردسرهای بسیاری به وجود آورد و پایانش افتادن پشت میله های زندان به مدت 7 ماه شد. بعد از آزادی از زندان یاتارو برای پیداکردن شغل مدتی را تلاش کرد اما موفقیت چندانی به دست نیاورد تا اینکه توانست در مدرسه دهکده به عنوان معلم کار خود را شروع کند، معلمی که تمام سعی خود را می کرد تا به دانش آموزانش ذهن خلاق داشتن را آموزش دهد و سال های بسیاری را به این کار مشغول بود تا این که تصیم گرفت تغییر شغل دهد و کاری پر هیجان را انتخاب کند و همین شد که به تجارت و صنعت روی آورد و نخستین گام های بنیانگذاری یکی از بزرگ ترین شرکت های صنعتی ژاپن را برداشت.
او در سال 1868 و همزمان با انحلال مجموعه های تجاری شوگان توسط امپراتور ژاپن می جی به اوساکا رفت و حق تجارت شرکت «تسوکومو شوکا» را که یک شرکت حمل و نقل دریایی بود برای ایالت توسا زادگاهش خریداری و کاررا با سه کشتی قدیمی به چین شروع کرد. او در سال های ابتدایی به دلیل واقعه فارموسان ( اختلاف با کشور چین براثر کشته شدن چهل ماهیگیر ژاپنی در ایالت فارموسان واقع در چین که به اختلال شدید دو کشور منجر شد و در نهایت تجارت بین دو کشور قطع شد) با چالش هایی مواجه شد اما خیلی خوب توانست با جسارت و تلاش این مشکل را حل کند. او به این نتیجه رسید که برای رونق کار شرکت تجاری اش باید با دولت همکاری داشه باشد و بتواند حمایت های دولت را در آن دوران داشته باشد اقدامی که باعث شد یاتارو علاوه براین که کمک هزینه های دولتی دریافت کند و یکی از شریک های پروژه های تجاری دولت باشد و وظیفه حمل بار و تجهیزات دولت ژاپن در داخل مرزها و برون مرزی را برعهده داشته باشد؛ کارهایی که خیلی زود شرکت او را از یک شرکت کوچک محلی به یک شرکت ملی و حتی بین المللی در آن زمان تبدیل کرد و سود بسیاری را برای او و شرکتش به همراه داشت. یاتارو پس از این موفقیت تصمیم به گسترش و توسعه کار گرفت و علاوه خرید چند چند کشتی تجاری، کشتی مسافر بری هم خریداری کرد و بین بنادر ژاپن و تایوان خط جابه جایی مسافر و بار و حمل و نقل را راه اندازی کرد. او به خدمه و مسئولان کشتی هایش آموخته بود که « همیشه حق با مشتری است» شعاری که حالا با گذشت دهه ها هنوز هم به عنوان یک راهنمای طلایی در کسب و کار پا برجاست.
پس از این پیروزی ها یاتارو کار خود را بازهم توسعه داد و سرمایه گذاری در حوزه هایی همچون معدن، تعمییر کشتی و.. را هم به مجموعه شرکت تجاری «تسوکومو شوکا» اضافه کرد، شرکت هایی که البته هرکدام نام و نشانی مستقل برای خود داشتند ولی در سال 1870 یاتارو اقدام به اجماع همه آن ها زیر یک نام و برند با عنوان « میتسوبیشی» کرد.
دولت حامی ضد یاتارو
درحالی که می توان گفت حمایت های دولتی از شرکت یاتارو و واگذاری بخشی از تجارت دولتی به او سودهای بسیاری برایش به همراه داشت اما شرایط برایش همیشه به این گونه نماند و مدتی پس از اینکه او شرکت میتسوبیشی را راه اندازی کرد همه چیز برگشت و به ناگهان دولت حمایت هایش را از وی و شرکت هایش قطع و در عوض در رقابت بین شرکت های تجاری به حمایت های تمام قد از شرکت های رقیب میتسوبیشی پرداخت، چرخشی که آسیب ها و ضرر های بسیاری برای یاتارو و شرکت میتسوبیشی به همراه داشت و البته درس های بسیاری هم به او داد تا متوجه آسیب های بسیار وابستگی به دولت شود. یاتارو در این مدت تقریبا تمام توان و قدرت شرکتش درکشتی رانی و تجارت با کشتی را از دست داد اما باتوجه به هوش سرشارش تمرکز کار خود را روی شرکت های دیگرش که در زمینه های صنعتی، معدنی، بانکداری، بیمه و... فعالیت می کردند، گذاشت و از این طریق توانست شرکت میتسوبیشی را زنده نگهدارد تا بتواند از طوفان ناگهانی که در آن افتاده بود، خارج شود. در واقع عمل کرد او در این دوران نشان داد که یاتارو بیش از این که تاجاری باشد که با حمایت دولت رشد کرده است و از طریق رانت کارش را توسعه داده کارآفرینی است جسور، مصمم، خلاق و صبور که آهسته و پیوسته توانسته به موفقیت برسد؛ خصوصیاتی که در آن دوران تاریخی ژاپن باعث می شود بسیاری او را یک « سامورایی» واقعی بداند که برای رسیدن به اهدافش پافشاری می کرد. سامواریی که هیچگاه از شکست نترسید و با استقامت و جدیتی که داشت توانست باز به تجارت با کشتی بازگردد و شرکت میتسوبیشی را به روزهای اوج بازگرداند. البته او شانس چندانی برای دیدن این روزهای موفقیت و پیروزی شرکت میتسوبیشی نداشت زیرا براثر سرطان در هفتم فوریه سال 1885 یعنی در 50 سالگی در گذشت و همه چیز را برای بازماندگانش باقی گذاشت تا راه او را ادامه دهند.
پس از درگذشت یاتارو بنیان گذار شرکت میتسوبیشی در سال 1885 این « یانوسوکی ایواساکی» برادر او بود که سکان هدایت این شرکت را برعهده گرفت، برادری که تحصیل کرده آمریکا بود و شاید بتوان از او به عنوان کسی یاد کرد که شرکت میتسوبیشی را یکپارچه و مدرن کرد. او تمرکز شرکت را در بخش معدن و ساخت و تولید کشتی و تجهیزات گذاشت و تلاش کرد تا کارهای نیمه تمام برادرش را به سرانجام و بهره برداری برساند، مثلا یانوسوکی در سال 1884 مجموعه کشتی سازی ناگاساکی را که از سوی برادرش از دولت اجاره شده بود، خریداری و به مجموعه میتسوبیشی اضافه کرد و همچنین سرمایه گذاری های جدیدی را نیز در معادن زغال سنگ، انبارداری و نوسازی و بازسازی کارخانجات میتسوبیشی انجام داد و علاوه براین ها سهام یکی از بانک های ژاپن را خرید و مدیریت آن را برعهده گرفت تا بتواند در مدیریت مالی میتسوبیشی از آن بهره ببرد. این اقدامات یانوساکی خیلی زود توانست جایگاه شرکت میتسوبیشی را در اقتصاد و صنعت و تجارت ژاپن و حتی کشورهای همسایه در آن دوران به شدت افزایش دهد و این پیشرفت ها تاجایی بود که از سوی نخست وزیر ژاپن به او پیشنهاد شد تا سرپرستی کل بانک های ژاپن را برعهده بگیرد ( جایگاهی شبیه رئیس بانک مرکزی) که البته به دلیل مشغله یانوسوکی در کارخانجات میتسوبیشی با موافقت او رو به رو نشد. یانوسوکی را بسیاری پدر مدرن صنعت میتسوبیشی و حتی ژاپن می دانند، مردی که به دلیل تحصیل در آمریکا با صنایع مدرن آشنایی داشت و در تمام دوران مدیریتش در شرکت میتسوبیشی تلاش کرد تا میراث برادرش را از کارخانجاتی سنتی به کارخانجاتی به روز تبدیل کند. البته یانوساکی مدیریت این مجموعه را 8 سال بیشتر برعهده نگرفت و در سال 1983 تمام کارها را به پسر برادرش هیسایا ( فرزند یاتارو بنیان گذار میتسوبیشی) واگذار کرد و خود ترجیح داد مابقی زندگی اش را در مزارع شخصی اش به کشاورزی مشغول شود. یانوساکی پدر مدرن سازی کارخانجات میتسوبیشی همچون برادرش در سن 50 سالگی ( سال 1908) درگذشت.
میتسوبیشی و ورود به قرن جدید
آغاز به کار نسل دوم خانواده یاتارو در کارخانجات میتسوبیشی تقریبا همزمان با شروع قرن جدید بود؛ فرزند یاتارو، هیسایا سومین مدیرعامل میتسوبیشی بود که در سال 1893 ریاست را در دست گرفت و تمام تلاش و تمرکز خود را بر ادامه راه پدر و عمویش گذاشت؛ کارخانجات کشتی سازی را وسعت بخشید و دو کارخانه کشتی سازی دیگر نیز به مجموعه اضافه کرد تا میتسوبیشی به بزرگ ترین کشتی سازی ژاپن و یکی از بزرگ ترین کشتی سازان جهان تبدیل شود؛ نشانی که حالا دهه هاست این شرکت آن را یدک می کشد اگرچه که در ایران کسی این شرکت را چندان به این نشان نمی شناسد و همه میتسوبیشی را تنها تولید کننده خودرو می دانند. هیسایا علاوه بر گسترش کار در ژاپن به فکر سرمایه گذاری در دیگر کشورها هم افتاد و به همین جهت یک کارخانه فولاد در کره جنوبی افتتاح کرد. او معتقد بود که کارخانجات میتسوبیشی باید به یک چرخه تبدیل شوند و مواد لازم برای صنایع مختلف کارخانجات از جمله کشتی سازی ها باید در دیگر کارخانه های میتسوبیشی تولید شود؛ هیسایا بسیار آینده نگر بود و با همین تفکر در طول 22 سالی که مدیریت این مجموعه را برعهده داشت سرمایه گذاری های بسیاری برای این شرکت انجام داد که با گذشت بیش از 100 سال همچنان میتسوبیشی از آن ها برهه های فراوان می برد. او پس از اعلام بازنشستگی همچون عمویش به کشاورزی و دامپروری روی آورد که البته در این کار هم بسیار موفق بود و خیلی زود توانست کار خود را به کشورهای کره، تایوان، سوماترا و حتی آن سوی آب ها در ژاپن گسترش دهد. هیسایا پشتکار و استقامت در کار را از پدر و نگاه به آینده را از عمویش به ارث برده بود. او در سال 1995 در سن 90 سالگی درگذشت؛ کارآفرینی که در قرن اخیر همیشه دولت ژاپن از او به نیکی یاد می کرد.
آخرین امپراتور میتسوبیشی
آخرین مدیر شرکت و کارخانجات میتسوبیشی کویاتا فرزند یانوساکی دومین مدیرعامل و برادر زاده یاتارو بنیان گذار میتسوبیشی بود که پس از اعلام بازنشستگی هیسایا فرزند یاتارو سکان هدایت کارخانجات را بر عهده گرفت؛ کارآفرینی که به دلیل تحصیلاتش در رشته های جامعه شناسی و تاریخ در انگلستان نگاهی اجتماعی را با نگاه صنعتی در کار آمیخته بود و مدیریتی جدید را در این مجموعه صنعتی بنا نهاد؛ مدیریتی که همزمان با سال های سخت جنگ های جهانی بود. او برای مدیریت بهتر مجموعه شرکت های میتسوبیشی که دیگر به اندازه چند وزارتخانه وسعت پیدا کرده بود و از کشتی سازی تا فولاد را در بر می گرفت راه جدیدی را در پیش گرفت؛ راهی که به پویایی بیشتر این مجموعه منجر شد و میتسوبیشی را در سال های سخت جنگ های جهانی به همراهی برای دولت در تامین بسیاری از تجهیزات صنعتی تبدیل کرد. او کارخانجات زیر مجموعه میتسوبیشی را به بخش های مستقل و نیمه خودمختار تقسیم بندی کرد که تحت یک مدیریت مرکزی اداره می شدند اما تمام مدیران مجموعه ها تاحدودی استقلال در مدیریت و تصمیم گیری داشتند. این تحول در مجموعه میتسوبیشی باعث شد که این مجموعه به یکی از بزرگترین کارخانجات صنعتی در طول جنگ های جهانی اول و دوم تبدیل شود و توسعه چشم گیری پیدا کند؛ در این دوران میتسوبیشی علاوه بر رونق صنایع قبلی به صنایع جدیدی همچون خودور، هواپیماسازی، شیمیایی، پالایش نفت، ساخت تجهیزات الکترونیکی و... ورود پیدا کرد؛ یکی دیگر از اقدامات مهم کویاتا تبدیل کردن مجموعه میتسوبیشی به سهامی عام بود او در سال 1937 سهام این شرکت را برای خرید به عموم مردم ژاپن عرضه کرد؛ اقدامی که درست یک دهه پیش از انحلال این شرکت صورت گرفت و شاید کویاتا در اوج سال های جنگ آن را پیش بینی کرده بود. با پایان جنگ جهانی دوم و اشغال ژاپن توسط نیروهای متفقین به دستور نیروهای آن ها و به منظور کاهش قدرت شرکت هایی همچون میتسوبیشی دستور به انحلال این شرکت ها و کوچک سازی آن ها داده شد؛ اتفاقی که باعث شد میتسوبیشی به تعداد زیادی شرکت تبدیل شود و بخش مهمی از شرکت های این مجموعه منحل و یا به نام های دیگری تغییر اسم دهمد. این کار اگرچه با مخالفت شدید کویاتا و حتی دولت ژاپن رو به رو شد اما به دلیل عدم قدت آن ها در برابر متفقین در عمل اجرایی شد و همین فشارها بود که در سال 1945 یعنی یک سال پیش از انحلال مجموعه شرکت های میتسوبیشی به مرگ کویاتا آخرین کارآفرین خانواده ایواساکی منجر شد. در سال های بعد از جنگ و با فروکش کردن قدرت متفقین و نفوذشان بر دولت ژاپن دوباره تلاش هایی برای یک پارچه سازی مجموعه میتسوبیشی صورت گرفت اما دیگر هیچگاه میتسوبیشی به اوج آن روزهای خود نرسید اگرچه که هم اکنون یکی از 10 شرکت بزرگ کشتی سازی، خودروسازی، توربین سازی و... در جهان است.
نشان میتسوبیشی
نشان و آرم میتسوبیشی که به شکل سه لوزی است از سوی یاتاروایواساکی بنیان گذار این مجموعه انتخاب شد؛ نامی که از دو کلمه میتسو و هیشی برگرفته شده است؛ میتسو در زبان ژاپنی به معنی سه و هیشی به معنی لوزی است که نشان خانوادگی او بوده است. همچنین این لوزی ها شبیه برگ بلوط هستند که نشان خانواده های ایالت توسا است جایی که یاتارو ایواساکی اهل آن جا بود.
منبع: آینده نگر