
هطور حتم پیشزمینه و پیشنیاز توسعه تجارت و انجام سرمایهگذاری در كشور تعاملات و رفتوآمدهای دوجانبه خواهد بود و در این موضوع هم تردیدی وجود ندارد.
پدرام سلطانی
جامعه جهاني پس از تجربه وحشتناك دو جنگ بزرگ جهاني، به رويكرد روابط دو و چندجانبه توجه بيشتري نشان داد تا از طريق «توسعه روابط»، چالشهاي جهاني، اختلافات و احيانا منازعات را مديريت كند. شروع اين رويكرد با پايان يافتن جنگ جهاني دوم كليد زده شد و با شكل گرفتن چندين مجموعه جهاني و بين دولتي مانند سازمان ملل، بانك جهاني، صندوق بينالمللي پول و ساير سازمانهاي بينالمللي شكل و انسجام واقعي به خود گرفت. اما مهمترين وجه مشترك همه اين ابتكارات، اقدامات و توافقات، «توسعه روابط» بود. جهان در 40سال گذشته بيش از پيش نشان داده كه توسعه روابط هم به حل مشكلات، سوءتفاهمات و اختلافات فيمابين كشورها كمك كرده و هم موجب توسعه تجارت و همكاريهاي اقتصادي بين اين كشورها شده است، بهطوري كه در 4دهه گذشته، حجم تجارت جهاني تقريبا 28برابر شده است. اين درحالي است كه حجم توليد جهاني تقريبا 8برابر شده است. بنابراين در چنين شرايطي تبادلات اقتصادي و تجاري بين كشورها چندين برابر توليد جهاني رشد كرده است و همين رشد توانسته به شكوفايي اقتصاد جهاني، افزايش درآمد سرانه و افزايش ثروت جهاني كمك شاياني كند. اكنون باتوجه به تجربه موفق بينالمللي، زمان آن رسيده كه ما هم توجه و تمركز خود را به افزايش تعاملات دوجانبه با ساير كشورها معطوف كنيم، چراكه ميتوان از مزاياي اين رفتوآمدها نهايت استفاده را برد.
نكته ديگري كه لازم است به آن اشاره كنم آفت تعاملات ايران با جامعه جهاني است كه بر محور توقعات كوتاهمدت و عجله در قضاوت ميچرخد. اينكه هنوز 6ماه بيشتر از اجرايي شدن برجام سپري نشده است و حتي پيش از اين بارها و بارها اين سوال در محافل سياسي و در رسانهها مطرح ميشود كه: «نتايج اين رفتوآمدها چه بود؟ و اين هياتهايي كه آمدند چه سودي براي اقتصاد كشور داشتند؟» و موضوعاتي از اين دست، تلهيي است كه عدهيي در آن گرفتار آمدهاند. تلهيي براي اينكه بهرهگيري اقتصاد ايران از تعاملات بينالمللي را كاهش دهد و فعالان اقتصادي و شهروندان را نسبت به ثمربخشي نتايج نااميد و كمانگيزه كند. تنها ميتوان گفت كه اگر اين بدبينيها از سرآگاهي باشد، بيشك ظلم تاريخي به ايران و دوران جديد توسعه اقتصادي كشور شده است.
با اين توضيحات بايد به اين نتيجه رسيد كه بهطور حتم پيشزمينه و پيشنياز توسعه تجارت و انجام سرمايهگذاري در كشور تعاملات و رفتوآمدهاي دوجانبه خواهد بود و در اين موضوع هم ترديدي وجود ندارد. نميتوان تصور كرد در فضايي كه هنوز طرفين همديگر را نشناختهاند و به باور نرسيدهاند همچنين شناختي درمورد نيازهاي يكديگر پيدا نكردهاند، براي سرمايهگذاري به اين زودي تصميم گرفته شود. توجه به اين نكته هم لازم است كه تصميمگيريها هرقدر هزينه بيشتري داشته باشد زمان بيشتري نيز براي اجرايي شدن نياز دارد. بهطور مثال زماني كه فردي ميخواهد ارزاق روزمره خود مانند نان، شير و... را فراهم كند، در مقايسه كمتر از يك دقيقه در فروشگاه به نتيجه ميرسد كه چه چيزي خريداري كند. اما همين فرد زماني كه ميخواهد اتومبيل يا خانه بخرد روزها و هفتهها زمان ميگذارد. پس چگونه ميتوان انتظار داشت كه سرمايهگذار خارجي بيايد و بخواهد در يك كشور ديگر سرمايه قابلتوجهي صرف كند و اين كار را هم ظرف چند ماه انجام دهد؟ آيا خود ما زماني كه بخواهيم سرمايهگذاري در كشور ديگر انجام دهيم به اين شيوه عمل ميكنيم؟ و اگر عمل كنيم اين رفتار را حرفهيي ميدانيم؟ قطعا چنين نيست. كلام آخر اينكه از وجهه و اعتبار دولتمردان هم بايد در اقتصاد بهره بگيريم. امروز دكتر ظريف يك چهره شناخته شده در جامعه جهاني است و بهعنوان يك فرد حرفهيي موفق، مصمم و مسلط به ديپلماسي پذيرفته شده و با آغوش باز در همه كشورها از او استقبال ميشود. اعتبار و شهرتي كه دكتر ظريف كسب كرده، ميتواند موجد انگيزه مضاعف طرفهاي مقابل براي حضور در جلسات با همتايان ايرانيشان باشد. بهطور حتم در ميان اين ملاقاتها مباحث موردعلاقه طرفين نيز مطرح ميشود و آنها را به سمت استمرار روابط با ايرانيها سوق ميدهد. بيشك اين استمرار رفتاري، نهايتا به فعاليتهاي اقتصادي و تجاري دوجانبه و ثمربخش منجر خواهد شد. عجول نباشيم، از ابزارها و شخصيتهاي خود بهخوبي استفاده كنيم و با هدف و برنامه حركت كنيم، نتيجه شايد كمي زمان ببريد اما حتما محكمتر و ماندگارتر از نتايج آني و كوتاهمدت خواهد بود.
نایب رئیس اتاق ایران
منبع: تعادل