
محیط زیست در هیچ دورهای اولویت مسولان نبوده است
پرویز کردوانی
صحبت از کمآبی و سوءمدیریت منابع آبی که ميشود همیشه یک پای ماجرا پرویز کردوانی، پدر علم کویرشناسی ایران و چهره ماندگار در زمینه جغرافیا است. کردوانی از جمله کارشناسانی است که هر مشکلی درباره آب و مدیریت آن را ریشهای بیان ميکند و البته خودش به تکتک آنها اعتقاد دارد و البته عمل ميکند. اگر ميگوید آب کم است و باید کم مصرف کرد، خودش پیشقدم صرفهجویی ميشود. با او درباره کمبود آب و مشکلات سوءمدیریت آب در کشور گفتوگو کردیم.
ایران دچار مسائل و مشکلات کمآبی شده است، این مشکلات ناشی از تغییرات اقلیمی است یا سوء مدیریتها باعث بروز این مسائل شده است؟
انسانها از سال 1850 که در واقع صنعت را شروع کردند، تولید گازهای گلخانهای هم برای بشر به ارمغان آوردند. گاز گلخانهای یعنی دیاکسید کربن و گاز متان. با انتشار این گازها، کره زمین گرم میشود و هوا نمیتواند بالا برود. کره زمین که گرم شد، بیشترین تاثیرش روی اقیانوسها است. چرا که سهچهارم کره زمین آب است. به این ترتیب آب اقیانوسها گرم ميشود و بالا ميرود. این تبخیرها الان بالای جو اشباع شده که به آن ميگویند رودهای هوایی. این رودهایی هوایی در برخی موارد بارشهایی مثل چند وقت پیش کشور ایجاد ميکنند. اما در واقع گازهای آلوده و گلخانهای الان به هوا رفتهاند و تبدیل به فاضلاب تمدن صنعتی شدهاند. همین موارد باعث شده که آب و هوای مناطق مختلف دچار دگرگونی شود. به طور مثال در مناطقی که بارش زیاد و مطلوب بود، بارندگی بیشتر شده و بالعکس در مناطقی که خشک و بارندگی کم بود، بارش هم کاهش پیدا کرده است. اما باید دقت کرد که از طرفی هم بعضی خشکسالیها تنها مربوط به بارش نمیشود، ما نوعی از خشکسالی به نام خشکسالی آبی داریم. به طور مثال ممکن است بارش زیاد باشد، اما باز هم آب کم بیاید، به این علت که همینطور توسعه دادهایم و فکر تهیه آب آن نبودهایم. همینطور دارند ساختمانسازی میکنند. بنابراین این بارندگیها مشکلی را حل نمیکند. از طرفی هم زمانی که بارندگی اتفاق ميافتد ما آمادگی جذب آن را نداریم.
چه آمادگیهایی؟
سازمانها و ارگانهای مختلف هرکدام وظیفه مختص به خود را برعهده دارند. برای مثال وظیفه وزارت جهاد کشاورزی «آبخیزداری» است که باید در سراسر کشور انجام دهد. آبخیزداری یعنی بالای ارتفاعات، قلهها و مکانهایی که بارندگی زیاد رخ ميدهد، اقداماتی صورت گیرد تا آب به داخل کوه نفوذ کند و این آب همینطور در سطح راه نیفتد، چرا که روان شدن آب باران در سطح ميتواند تبدیل به سیل شود و هدر رود. در مناطق پایینتر هم باید سدسازی صورت بگیرد. الان هم که متوجه شدهاند سدسازی خوب است روی هر رودی سد ميسازند. اما یک سری از سدها کارشناسی نشده و بعدا مشکل ایجاد ميکند. از طرفی هم باید دقت کرد که سد بهتنهایی بد نیست؛ این مدیریت غلط است که باعث ميشود نتیجهای غلط حاصل شود.
بنابراین سدسازی اقدامی نامطلوب نیست؟
وقتی که جمعیت افزایش پیدا کرد، مسئولان کمکم به فکر ساخت سد افتادند. به هرحال، در تابستان در بعضی نقاط، بارندگی وجود ندارد. بنابراین اگر ذخیرهای وجود نداشته باشد در ماههای گرم، آبی هم وجود نخواهد داشت. اما مسئله مهم در این میان اين است که وقتی سدی ساخته و آبی ذخیره ميشود، باید سهم باتلاقها، دریاچهها و تالابها را آزاد کنند تا به مسیر همیشگی خودش برود. اما از وقتی سدها ساخته شد، تمام آب موجود تنها به صنعت و کشاورزی و شرب داده و محیط زیست فراموش شد و در نهایت دریاچهها و تالابها خشک شدند. این در حالی است که ميشد هم کشاورزی، صنعت و آب شرب داشت و هم تالابها و دریاچهها را حفظ کرد.
مشکل از چه زمانی شروع شد؟
زمانهای گذشته، قنات وجود داشت. در دهه 40 و زمان اصلاحات ارضی، برای کشاورزی چاههای عمیق و نیمهعمیق حفر کردند. به این ترتیب کشاورزان در عرض 20 روز به آب رسیدند. رفتهرفته قناتها بیشتر و عمیقتر شد. اما در نهایت مشکل این بود که آب قنات محدود بود و همهجا هم نمیشد آن را حفر کرد. بعد از این مسائل به تکنولوژی و سدسازی رسیدند. اما بعد از آن گفته شد به توسعه برسیم و از وابستگی نجات پیدا کنیم. برای همین اول گفتند که کشاورزی کنید تا از این منظر به کشورهای دیگر وابسته نباشیم. به این ترتیب در نهایت سه تکنولوژی ما را به این روز انداخت. اولین مسیر، حفر چاههای عمیق و قنات بود. چاه برای گسترش و توسعه کشاورزی. اما در این میان فقط سطح زیر کشت مطرح ميشد و خبری از بهرهوری نبود. چاه در این مرحله عامل و سمبل توسعه شد.
در مرحله بعدی، جمعیت افزایش پیدا کرد و کشور به فکر صنعتی شدن افتاد. به شهرها گفته شد صنعتی شوند. این شد که الان شهری مثل اصفهان تا شعاع 50 کیلومتر صنعتی شده است. با توسعه کشاورزی و صنعت، شهرها هم بزرگتر شدند. همه این توسعهها نیازمند آب بود. برای تهیه آب مورد نیاز توسعهیافتگی، سدها ساخته شد. تا قبل از انقلاب تنها 13 سد در کشور ساخته شده بود.
سومین تکنولوژی که وضعیت کشور را به این روز انداخت لولهکشیهایی بود که آب سدها را به خانه ميآورد. به این ترتیب شیر و شیلنگ را اختراع کردند. به این ترتیب آبی که قبلا بهسختی و با گاری و گالنگالن به خانهها ميرسید، حالا با لوله و شيلنگ یعنی سمبل تمدن بهراحتی سرازیر شد.
در نهایت این شد که از این سه تکنولوژی بهدرستی استفاده نشد. مثل آدمی که وضع مالیاش خوب است و مدام ولخرجی میکند. او فکر نمیکند که یک روزی وضعش بد ميشود تا بیاید به اندازه و درست خرج کند. مشکل دیگر کشور این بود که گفتند عدالت باید وجود داشته باشد و همه شهرها و روستاها به یک اندازه به توسعه برسند. این شد که در همهجا چاه زدند و سد ساختند. بعدها گفتند که چرا آب هرز برود و به تالابها بریزد، باید از این آب هم برای کشاورزی و صنعت استفاده کرد. با گذشت از این مرحله به فکر اولویتبندی افتادند و آب شرب شهری، صنعت و کشاورزی ترتیب این اولویتها شدند. به این ترتیب باز هم اثری از سهم باتلاقها و تالابها دیده نميشد. همه این مسیرها ادامه پیدا کرد تا دیدند چاهها هرروز عمیقتر ميشود. برای حل آن دشتهای ممنوعه اعلام کردند. البته این دشتهای ممنوعه تنها برای کشاورزی ممنوع بود. جاهایی که قرار بود آب به شهر و مصرف شرب برسد، ممنوعیتی در کار نیست. به این ترتیب تمام کاسهها سر کشاورز شکست، وگرنه او که تقصیرکار نبود. مسئولان به او گفته بودند توسعه بده و چاه بزن. آن زمان فقط غرق توسعه بودند و به آینده فکر نمیکردند. محدودیت کشاورزان هرروز بیشتر شد. اما کانالکشیها هرروز ادامه پیدا کرد. آب را از شهری گرفتند و به شهری دیگر دادند. مثلا آب کارون و خوزستان را گرفتند و به اصفهان و شهرهای آن دادند. من پیشتر هم گفته بودم که اگر ميخواهید شهری را نابود کنید، حتما به آن منطقه آب انتقال دهید. چرا که شهری که به آن آب منتقل ميشود، مشکلش حل نمیشود که هیچ، تشنهتر هم ميشود. شهری هم که آبش گرفته شده، نابود ميشود. از آنجایی هم که کشاورزی در اولویت سوم آبدهی بود، مهاجرت از روستا به شهرها رخ داد. به این ترتیب تولیدکننده به مصرفکننده تبدیل شد. یکی از عواملی که هم که الان محصولات مختلف را وارد ميکنیم، همین مسئله است.
با اینکه شما در صحبتهایتان از اولویت شهر و صنعت ميگویید، اما مسئولان همیشه از مصرف 90درصدی آب در کشاورزی شکایت دارند.
آنها دروغ ميگویند.
با توجه به مشکلات پیشآمده سدسازی به داد کمآبی نرسید؟
مسئولان در هر دورهای حرفی متفاوت ميزدند. مسئولان فعلی ميگویند دولت قبلی بیهوده سدهای بزرگ ساخته است. در حالی که سدهاي باید بزرگ ساخته شود. برای اینکه اگر مثل اوایل امسال، یک مرتبه سیلی اتفاق افتاد، مجبور نشوند آب پشت سد را رها کنند و آب از بین برود. در واقعیت سد مفید است. زمانی که رودها طغیان کنند، سد مانع ایجاد سیل ميشود. به این ترتیب آب ذخیره ميشود. البته که عدهای استدلال ميکنند آب پشت سد تبخیر ميشود. اما این استدلال اشتباه است. همچنین سدها، آبهای زیرزمینی را غنی ميکنند. از همین سدها برق تولید ميشود. اگر سد کرج نبود، کرج آب نداشت. اما سد اهمیت و مسائل خاص خودش را دارد. طرفداران افراطی محیط زیست هم که معتقدند باید سدها را خراب کرد. آنها استدلال ميکنند که آمریکا سدهایش را خراب کرده است.
پس چه مسئلهای باعث ميشود که سدها مشکل ایجاد کنند؟
هر سدی مثل انسان یک عمری دارد. عمرش هم به گل و لایی است که در کف آن رسوب ميکند. پس هرچقدر زمان ميگذرد، گل و لای بیشتری جمع ميشود و امکان ذخیره آب کمتر ميشود. بنابراین اگر سیل بیاید امکان خطرش بیشتر است. سدهای ایران بهخصوص سدهای تهران پر از رسوب است که پاکسازی هم نشده است. همچنین 30 متر از بالای سد همیشه باید خالی نگه داشته شود تا زمان بارندگی زیاد گنجایش حفظ سیلاب را داشته باشد. بنابراین این مدیریت سد است که مشکل ایجاد ميکند. با توجه به این صحبت، سرریزسدها در ماه گذشته، به دلیل وجود منابع زیاد آب نبوده است، بلکه در واقع تقریبا نیمی از این سدها با رسوب پر شدهاند.
علاوه برمسائل کمآبی، شاید یکی از پرچالشترين مشکلات آب کشور در خشک شدن دریاچه ارومیه خلاصه شود. به نظر شما دریاچه ارومیه احیا ميشود؟
به اعتقاد من دیگر امکان احیا ندارد. مسئولان چند سال پیش بهزور چاه زدند و سد ساختند تا اطراف دریاچه ارومیه توسعه پیدا کند. با این توسعهها آب کم آمد. چرا که شهرها توسعه پیدا کردند و چون اولویت با شهر بود، صنعت و کشاورزی بینصیب ماند. البته مسئولان چند سالی است که ميگویند آب کم است، در حالی که 20، 30 سالی ميشود که باتلاقها و تالابها خشک شدهاند. به همین دلیل هم مسئولانی که قبلا ميگفتند توسعه دهید، الان ميگویند صرفهجویی کنید. تهدید هم ميکنند که اگر صرفهجویی نکنید، آب را قطع ميکنیم. الان چاههای غیرمجاز هم بسته ميشود. اما این چاه اگر در شهر باشد، مشکلی ندارد، تنها روستا است که حق ندارد چاه داشته باشد.
بعد این مشکلات ایجاد صنایع بزرگ مثل فولاد و پتروشیمی کنار رودها هم مشکل را بحرانیتر کرد. این صنایع آب بیشتری را مصرف ميکنند. الان هم که گفته ميشود ميخواهند از خلیج فارس به 13 استان آب برسانند. یعنی ميخواهند حدود 700 کیلومتر آب را از جنوب به مرکز کشور بکشند. یعنی آب از بندرعباس بیاورند اول به سیرجان برسانند برای گلگهر، از سیرجان همین کانال ادامه پیدا کند بیاید به سد، مثل سرچشمه رفسنجان و بعد از آنجا بیاید به چادرملوی یزد. زمانی هم گفته ميشد که آب خزر را به سمنان بیاورند. اما این طرح فراموش شد. این مسئله بیشتر جنبه سیاسی دارد چرا که اگر قرار بر انتقال آب باشد، اولویت با آب مازندران است. چرا؟ چون شوری آب اقیانوس 5/3 درصد و خلیج فارس 4 درصد است و مازندران 1/1 درصد است. مسیر انتقال آب از جنوب به مرکز 700 کیلومتر و از دریای مازندران 110 کیلومتر است. البته عدهای معتقدند که انتقال آب خزر به سمنان باعث شوری بیشتر آب دریاچه و از بین رفتن ماهیها و خشک شدن دریاچه ميشود. اما این استدلال اشتباه است. چرا که 85 درصد آب دریای خزر از رود ولگا تامین ميشود. به این ترتیب دریاچه هیچوقت خشک نمیشود. از طرفی هم قرهبوغاز مانند کلیه عمل ميکند و شوری دریاچه را ميگیرد. کارخانههای نمک کنار دریاچه در کشورهای ساحلی هم شوری آن را ميگیرد. از طرفی هم خلیج فارس نسبت به دریای خزر کوچکتر است. اما چرا مسئولان این موارد را نادیده ميگیرند مشخص نیست.
برای صرفهجویی در آب چه اقداماتی باید انجام داد؟
وضع آب مملکت طوری است که باید تمام فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دینی براساس آب باشد. يعني صنایعی که آب زیاد بخواهد ایجاد نشود، محصولی که آب زیاد مصرف کند توليد نشود، فضای سبزی که آب زیاد بخواهد درست نشود، حتی در مهمانیهایی هم که میرویم، با خانوادهای معاشرت کنیم که آب کمتر مصرف میکنند.