آیا سرانجام رابطه سرمایه داران حاشیه خلیج فارس با پول نفت قطع می شود؟

ثروتمندان نفتی را بشناسید

تاریخ 1395/02/28 ساعت 10:58

دو کلمه‌ای که در ماه‌های اخیر در بخش اقتصاد رسانه‌های کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بیش از بقیه تکرار شده اینها هستند: «دلارهای نفتی» و «ایجاد تنوع در منابع».

 بن فلانگان

 

واقعیت این است که کمبود شدید «دلارهای نفتی» باعث شده که نیازی فوری به مورد دوم - یعنی «ایجاد تنوع در منابع»- پدید بیاید.

یک دهه‌ای هست که این مباحث در رسانه‌ها مطرح می‌شود اما در هجده ماه اخیر، آن‌قدر راجع به موضوع حرف زده شده که دیگر حتی کلیشه به نظر می‌رسد. آنچه که اقتصاد کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را به صورت ناگهانی تحت تاثیر قرار داد، سقوط قیمت نفت بود، نه اتمام منابع نفتی. آنها ضربه سختی از این بابت خورده‌اند و زمان تصمیم‌گیری و اجرای برنامه‌های جدید برای بیرون‌آمدن از این وضع خیلی وقت است که فرارسیده.

اما آیا تلاشی که این کشورها برای فاصله‌گرفتن از درآمدهای نفتی صورت داده‌اند موفقیتی هم در پی داشته است؟

اقتصاددانان می‌گویند بخشی از این فعالیت‌ها جواب داده اما وابستگی شدید این کشورها به دلارهای نفتی چیزی نیست که یک‌شبه بتوان آن را تغییر داد و بنابراین راه زیادی برای رسیدن به این هدف باقی مانده است.

 تصویری مغشوش

اقتصاددانان معتقدند که میزان تنوع در اقتصاد کشورهای این منطقه با هم تفاوت زیادی دارد. مثلاً دوبی از همان اول صرفاً یک اقتصاد نفتی نبوده است؛ بیشتر به این جهت که میزان اندکی از ذخایر نفتی امارات متحده عربی در آنجا واقع شده است. در مقابل، اقتصادهای ابوظبی و ریاض به‌شدت به «طلای سیاه» وابسته‌اند.

رابین میلز در این خصوص بر تلاش امارت متحده عربی برای فاصله‌گرفتن از پول نفت صحه می‌گذارد اما در عین حال می‌گوید امارات و سایر کشورهای عرب خلیج فارس باید از قبل کارهای بیشتری در این زمینه انجام می‌دادند: «امارات دارد با کاهش بودجه دولتی، حذف یارانه‌ها و تنوع‌بخشیدن به اقتصاد و منابع درآمد دولت، راه را خوب پیش می‌رود. اما راه خیلی طولانی است. عمان و قطر هم پیشرفت‌هایی در این راه داشته‌اند و عربستان سعودی نیز برنامه‌هایی برای اصلاحات اقتصادی دارد، اما آنها هم راه درازی در پیش دارند.»

 دوراهی قطعکننده دوبی

تره‌ور مک‌فارلین در این خصوص می‌گوید دوبی به خاطر تنوع اقتصادی‌اش نسبت به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بهتر عمل کرده است: «ابوظبی پیشرفت‌هایی داشته و قطر و عربستان سعودی نیز سرمایه‌گذاری‌هایی کرده‌اند اما دوبی از آنها وضع بهتری دارد.»

اما برخی اقتصاددانان معتقدند که دوبی هم چندان راهش از راه اقتصاد نفتی جدا نیست. مک‌فارلین معتقد است که این مسئله تا حدی وابسته به جریاناتی در بازارهای نفت اطراف است: «نمی‌توان تاثیر سقوط قیمت نفت بر کشورهای حوزه خلیج فارس را نادیده گرفت. هرقدر هم راجع به تنوع اقتصاد داد سخن بدهیم، باز هم می‌دانیم که اقتصاد آنها به‌شدت مرتبط با نفت است. حتی در دوبی که دورنمای خوبی از توسعه و تنوع اقتصاد مشاهده می‌شود، باز هم مسئله نفت و نیز ارتباط اقتصاد دوبی با اقتصاد نفتی کشورهای اطرافش مطرح است.»

او ادامه می‌دهد: «اگر در دوبی باشید، یعنی هنوز وابسته به کسب‌وکار سعودی‌ها هستند. یعنی هنوز وابسته به توریست‌ها هستید. یعنی هنوز وابسته به سرمایه‌گذاری‌هایی هستید که از سمت بازارهای اطراف می‌آید. پس اگر آنها از بابت قیمت نفت دچار بحران باشند، شما هم آن را در اقتصادی غیرنفتی مثل دوبی حس خواهید کرد.»

 سعودیها به دنبال تنوع اقتصادی

ژان فرانسوا سزنک درباره تنوع اقتصادی در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تخصص دارد. او دهه‌هاست که روی این موضوع کار می‌کند و از جمله در دوران کاری‌اش در عربستان سعودی و بحرین روی موضوع کار کرده است.

او به اهمیت شرکت سابیک عربستان سعودی اشاره می‌کند؛ شرکتی که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های شیمیایی دنیاست و احتمالاً از نمونه‌های موفق تنوع اقتصادی در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس محسوب می‌شود.

سزنک می‌گوید: «مزیت بزرگ قیمت ارزان نفت این است که این کشورها متوجه خطر وابستگی به نفت شده‌اند و حالا دنبال راه‌های جدید می‌گردند. سعودی‌ها در این خصوص بهتر از بقیه عمل کرده‌اند. علتش بیشتر همان صنعت بزرگ شیمیایی این کشور است که یکی از بزرگ‌ترین‌ها در دنیا محسوب می‌شود. آنها در عرصه‌هایی مثل تولید کود خوب عمل می‌کنند و همچنین در بخش فلزات خوب پیش رفته‌اند.»

اما سزنک می‌گوید تنوع اقتصادی آنها به اندازه‌ای که باید و شاید، سریع نبوده است. به عبارت دیگر، افزایش شدید قیمت نفت در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، مسئله عدم رشد در بخش‌های غیرنفتی را کاملاً پنهان کرده بود.

به گفته سزنک، حالا ناگهان دولت متوجه شده که نمی‌تواند تا این حد وابسته به نفت باشد و احتمالاً حالا فشار برای فاصله‌گرفتن از اقتصاد نفتی بیشتر شده است. از سوی دیگر، آنها دنبال تحصیلات و آموزش بیشتر برای مردم هستند تا میزان وابستگی‌شان به نیروی کار متخصص خارجی پایین بیاید.

مورد دیگر اصلاحی که به نظر سزنک احتمالاً در آینده اجرا می‌شود، بستن مالیات بیشتر روی کسب‌وکارهاست: «کورپوریشن‌ها در عربستان سعودی باید در نهایت مالیات بر درآمد بدهند. این راهی است که دولت می‌تواند پول خودش را دربیاورد. قیمت پایین نفت حالا کشورها را وادار خواهد کرد که اقتصادشان را مدرن کنند.»

 ثروت ذخیره

البته کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در دوران اوج قیمت نفت، سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در بخش‌هایی غیر از بخش انرژی نیز داشتند. از جمله به بازار املاک لوکس لندن می‌توان اشاره کرد.

مک‌فارلین معتقد است این گونه سرمایه‌گذاری‌ها به این معنی است که وضعیت حالا با وضعیت سقوط قیمت نفت در اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی تفاوت دارد: «آنها موفق شده‌اند دارایی‌های زیادی را ذخیره کنند و می‌توانند به آنها تکیه کنند. به برخی کشورهای نفتی دیگر نگاه کنید؛ آنها چنین کاری نکرده‌اند. نیجریه اصلاً چنین کاری نکرده. روسیه هم که از دلار نفتی گذر کرده و حالا به پول خُرد نفتی رسیده است.»

مک‌فارلین معتقد است این دوران ارزانی نفت در نهایت به سود کشورهای حوزه خلیج فارس تمام خواهد شد. به اعتقاد او، گاهی باید یک فشار شدید را تحمل کرد تا به نتیجه‌ای بهتر رسید.