تحلیل اسدالله عسگراولادی از حذف یارانه بگیران

دولت در پرداخت بدهی هایش مانده، چطور می خواهد یارانه بدهد؟

تاریخ 1395/02/25 ساعت 14:03

یارانه و منابع مالی دولت باید به افرادی اختصاص پیدا کند که تحت پوشش بهزیستی و کمیته امدادند. یارانه بگیران واقعی کسان دیگری اند و در شرایطی که دولت، حتی در پرداخت بدهی هایش به پیمانکاران و بانک ها وامانده، و از سوی دیگر، منابع برای تکمیل پروژه های زیرساختی ندارد، حذف بخش هایی از یارانه بگیران از اوجب واجبات است.

اسدالله عسگراولادی

مجلس شورای اسلامی، در مصوبه ای دولت یازدهم را مکلف کرد تا یارانه  24 میلیون نفر از یارانه بگیران در سه دهک بالای درآمدی را حذف کند. بارها اظهارنظرهای مسئولان اقتصادی دولت،  در این باره که پرداخت یارانه نقدی برای دولت زحمت است، بر این مسئله که دولت توان پرداخت یارانه را ندارد، صحه گذاشته. حتی دولت در دوره ای اعلام کرد که یارانه بگیران با درآمد بالا، داوطلبانه از دریافت یارانه انصراف دهند و البته در آن طرح، موفقیتی نصیب دولت نشد. در ماه اخیر، مصوبه مجلس نهم برای حذف یارانه بگیران با واکنش منفی دولت مواجه شد و عده ای این مصوبه را بیش از اینکه جنبه اقتصادی داشته باشد، یک بازی سیاسی می دانند. من فکر می کنم دولت تحت هیچ شرایطی نباید یارانه نقدی به مردم پرداخت کند. با وضعیت مالی پیش روی دولت، پرداخت یارانه نقدی به مصلحت اقتصاد کشور نیست. مشکلات دولت از نظر مالی متعدد است و بهتر است در بحث هزینه کردها، به درآمد ها و از سوی دیگر بدهی های دولت یازدهم نگاه کنیم.

هرچند این بدهی ها، ناشی از کنش ها و سیاست های دولت یازدهم نیست و از دولت گذشته به او ارث رسیده اما، از نظر قانونی، پرداخت بدهی های معوق به پیمانکاران و بانک ها، بر عهده دولت فعلی است. دولت بطور کلی براساس اعلام وزیر اقتصاد و دارایی،  380هزار میلیارد تومان به پیمانکاران و بانک ها بدهکار است. تعویق پرداخت بدهی دولت به بانک ها باعث شده، سیستم بانکی کشور نتواند به بنگاه های تولیدی تسهیلات بدهد و این در حالی است که تولیدکنندگان، به دلیل رکود اقتصادی دچار مشکلات متعدد شدند و درحال حاضر، اصلی ترین مسئله آنان، تامین منابع مالی برای گذر از این دوره سخت است. جای تعجب دارد که یارانه نقدی به حساب سرپرستان خانوار واریز می شود اما یارانه تولید پرداخت نمی شود و تولید کنندگانی که تنها با 30 درصد از ظرفیتشان کار می کنند و انبارهایشان از محصولاتی که مشتری ندارد، پر است، برای تامین نقدینگی دچار مشکلند. از طرف دیگر، بحث درآمدهای آتی دولت را هم باید در نظر گرفت. در حال حاضر بطور ماهانه، پرداخت یارانه خانوارهای ایرانی، 3500 میلیارد برای دولت هزینه دارد و این درحالی است است که قیمت جهانی نفت کاهش پیدا کرده و درآمدهای دولت کاهش پایین آمده. از طرف دیگر دولت سعی دارد برای افزایش درآمدهایش به مالیات دهندگان فشار بیشتری وارد کند اما باید دید مالیات دهندگان به دولت چه کسانی هستند؟ مالیات دهندگان به دولت همان  تولیدکنندگانند که با مشکلات مختلف دست و پنجه نرم می کنند و در مرز ورشکستگی قرار گرفتند. آن ها به این دلیل که دولت توان پرداخت بدهی هایش به بانک ها را ندارد، نمی توانند امیدی به دریافت تسهیلات از شبکه بانکی داشته باشند. این درحالی است که اگر منابع ناشی از پرداخت یارانه با حذف درصدی از یارانه بگیران آزاد شود و به بخش تولید تزریق شود، آینده بهتری در انتظار تولید و اشتغال کشور است. نکته مهمی که نباید در بحث حذف یارانه بگیران از نظر دور داشت، تبعات اجتماعی پرداخت یارانه نقدی است. پرداخت یارانه نقدی در برخی نقاط کشور به ویژه در روستاها  باعث شده بخش هایی از جمعیت فعال تمایل به کار  کردن نداشته باشند. در واقع یارانه گرفتن باعث بیکاری شده و حذف آن و تلاش برای ایجاد اشتغال، آثار اجتماعی بهتری برای کشور در پی دارد.

 متاسفانه دولت یازدهم، بیش از هرچیز به دلیل تبعات سیاسی و مسائل انتخاباتی علاقه ای به حذف یارانه بگیران با وجود تمام مشکلات ناشی از پرداخت یارانه نقدی ندارد، اما این مسئله، آنقدر برای اجتماع و اقتصاد ایران  تبعات منفی دارد که بهتر است هرچه زودتر برای حذف آن اقدام کنند. کمک های دولتی باید تنها به افرادی اختصاص پیدا کند که زیر خط فقر زندگی می کنند و به معنای واقعی، نیاز به یارانه نقدی دارند. کسانی که اتومبیل های گران قیمت دارند یا پنج دستگاه موبایل دارند چه نیازی به یارانه گرفتن دارند؟ یارانه و منابع مالی دولت باید به افرادی اختصاص پیدا کند که تحت پوشش بهزیستی و کمیته امدادند. یارانه بگیران واقعی کسان دیگری اند و در شرایطی که دولت، حتی در پرداخت بدهی هایش به پیمانکاران و بانک ها وامانده، و از سوی دیگر، منابع برای تکمیل پروژه های زیرساختی ندارد، حذف بخش هایی از یارانه بگیران از اوجب واجبات است.

منبع:هفته نامه صدا