
کندی، مورخ انگلیسی معتقد بود هر ملتی برای رسیدن به عظمت، نیازمند چند عنصر مشخص است. او در کتاب «ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ» نوشت که قدرت دولت به قابلیت تولید و بهرهوری اقتصادی و همچنین استفاده بهصرفه از منابع بستگی دارد.
با چنین فرمول سادهای، پیشبینی اینکه کدام کشورها بهزودی به ابرقدرت تبدیل میشوند و کدامها سقوط میکنند نباید دشوار باشد. درست است؟ نه. تجربه نشان داده اکثر پیشبینیها درباره مرگ یک کشور یا ظهورش به عنوان ابرقدرت اصولا یا کاملا غلط از آب درمیآید یا مبالغهآمیز جلوه میکند.
سازمان سیا در سال ۲۰۰۰ پیشبینی کرد بازیگران غیردولتی - مثل شبکههای تجاری و تبهکار- به طور فزایندهای مسیر وقایع بینالمللی را تغییر خواهند داد.
در اوایل دهه ۱۹۲۰، لودویگ فن میزس، اقتصاددان اتریشی پیشبینی کرد مشکلات قیمتگذاری دولتی، اقتصاد دستوری روسیه را تحلیل خواهد برد و باعث فروپاشی آن خواهد شد.
ابراهیم بابانگیدا، ژنرال نیجریهای که دولت نظامی کشورش را بین ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۳ رهبری کرد، در جوانی به این دلیل به ارتش پیوست که مطمئن بود نیجریه به ابرقدرت تبدیل میشود و قدرت ژئوپلیتیکیاش از بریتانیا بالاتر میرود.
در ۱۹۷۴ گوین مککرون، اقتصاددان اسکاتلندی، پیشبینی کرد درآمدهای نفتی دریای شمال، اقتصاد اسکاتلند مستقل را دگرگون میکند. او نوشت «واحد پولی اسکاتلند، بعد از واحد پول نروژ، به قدرتمندترین در اروپا تبدیل میشود.»
در ۱۹۸۸ کلاید پرستوویتز، مذاکرهکننده تجاری در دولت ریگان، در کتابش پیشبینی کرد ژاپن بهزودی به قدرت شکستناپذیر اقتصاد دنیا تبدیل میشود. او نوشت «ژاپن نوعی ماشین اتوماتیک تولید ثروت به وجود آورده است.»
گوردون چانگ، نویسنده و وکیل چینی ساکن آمریکا، در سال ۲۰۰۱ در کتاب «سقوط قریبالوقوع چین» پیشببینی کرد نظام سیاسی و اقتصادی چین طی ده سال آینده فرومیپاشد.
به گفته نیکلاس برنز، دیپلمات سابق آمریکایی، تعداد زیادی از دیپلماتهای غربی بر این باور بودند که اهمیت ژئوپلیتیک ترکیه بعد از پایان جنگ سرد افول خواهد کرد چون کاراییاش را به عنوان سدی در برابر گسترش شوروی از دست داده است.
منبع: فارن پالسی