
میزان مصرف سالانه گوشت دام از ٦٤ كیلوگرم در سال ١٣٨٥ به ٤١ كیلو در سال ١٣٩٣ كاهش پیدا كرده است
قوت خانوادههاي ايران ميان كشمكشهاي سياسي سرگردان ميشود. فرقي ندارد برنج باشد، گندم و نان، گوشت قرمز يا شير. انحصار واردات و دعواهاي مربوط به آن، داد و ستد كالا بهجاي پول نفت، قاطي شدن پالم و ناتواني توليدكننده داخلي با وجود شرايط بيسامان اقتصاد، سبد كالاهاي خانوار ايراني را كوچك و كوچكتر كرده است. به همين دلايل است كه ميزان مصرف سالانه گوشت دام از ٦٤ كيلوگرم در سال ١٣٨٥ به ٤١ كيلو در سال ١٣٩٣ كاهش پيدا كرده است. مصرف نان هم از ٤٨٦ كيلو در سال ١٣٨٥ به ٣٤٣ كيلو در سال گذشته رسيده است. حضور انواع شير هم در مصرف سالانه خانوادهها از ٢١٥ كيلو در سال ١٣٨٥ به ١٣٤ كيلو در سال ١٣٩٣ سقوط كرده است. انواع برنج هم در سال ١٣٨٥ حدود ١٦٨ كيلو در يك سال مصرف ميشده كه به ١٢٠ كيلو در سال گذشته كاهش پيدا كرده است. همه اقلام خوراكي و آشاميدني و حتي دخانيات به همين ترتيب كمتر مصرف ميشوند.
سايه جنون بر مصرف گوشت
محاسبه «اعتماد» به خوبي نشان ميدهد كه در سال ١٣٨٥ هر خانواده توان مصرف ماهي پنج كيلو و ٣٣٣ گرم گوشت دامي داشته است. در آن سال هر فرد در خانواده
سه نفره ميتوانسته ماهي يك كيلو و ٧٧٧ گرم گوشت بخورد. سهم همان فرد در خانواده چهار نفره ماهي يك كيلو و ٣٣٣ گرم گوشت بوده است. در خانوادههاي پنج نفره هم به هر فرد در ماه يك كيلو و ٦٦ گرم گوشت ميرسيده است.
در سال ١٣٩٠ اين آمار به شكل قابل توجهي كاهش پيدا كرده است. به اين معنا كه هر خانوار ايراني در سال مذكور، توان مصرف ماهي چهار كيلوگرم گوشت دامي را داشته است. با اين حساب در تنها پنج سال، به جاي آنكه با گسترش رفاه، ميزان مصرف اقلام مختلف سبد خانوار از جمله گوشت قرمز افزايش پيدا كند، سفره خانوادهها كوچكتر شده است. كاهش پنج و نيم كيلويي ميزان گوشت در سبد كالايي خانوادهها باعث شده در سال ١٣٩٠ هر عضو يك خانواده سه نفره بتواند در ماه يك كيلو و ٣٣٣ گرم گوشت بخورد. به اعضاي خانوادههاي چهار نفره هم ماهي يك كيلو گوشت ميرسيده است. هر فرد در خانواده پنج نفره هم ميتوانسته در ماه ٨٠٠ گرم گوشت مصرف كند.
پارسال وضع مصرف خوراكي و آشاميدني بدتر هم شده است؛ براساس آمارهايي كه بانك مركزي منتشر كرده، پارسال به هر خانواده ماهي سه كيلو و ٤١٦ گرم گوشت قرمز رسيده است. سهم هر نفر در يك خانواده سه نفره خوردن يك كيلو و ١٣٨ گرم گوشت در ماه بوده است. اعضاي خانوادههاي چهار نفره هم هر كدام ميتوانستند ماهي ٨٥٤ گرم گوشت بخورند. وضع خانوادههاي پنج نفره هم كه به طريق اولي تعريفي نداشته و هر نفر در اين خانوادهها ميتوانسته ماهي ٦٨٣ گرم گوشت دامي مصرف كند.
گوشت گوزن و گاو روسي در راه
در روزگاري كه مردم كشور براي مصرف گوشت با مشكل دست و پنجه نرم ميكنند، رييس سازمان دامپزشكي كشور اعلام كرده كه «بيش از ٩٠٠ هزار راس دام سبك صادر شده است». اين در حالي كه است كه سال پيش صادرات دام ممنوع شده بود. مهدي خلج همچنين از تقاضا براي واردات گوشت گوزن و گاو از روسيه خبر داده و گفته كه بر اساس بررسيها و ارزيابيهاي انجام شده يكي از كشتارگاههاي اين كشور مورد تاييد كارشناسان سازمان دامپزشكي قرار گرفته است. او خبر داده كه گوشت قرمز مورد نياز از كشورهايي مانند برزيل و استراليا تامين ميشود و به تازگي تقاضاهايي از كشورهاي اروپاي شرقي مانند ليتواني براي صادرات گوشت قرمز به ايران شده كه در حال بررسي است. خلج ادامه داده است: بر اساس ارزيابيهاي ميداني انجام شده، دام در ليتواني كاملا وابسته به طبيعت است و كشتارگاههاي مجهزي در اين كشور وجود دارد كه تقاضاي واردات ناچيز از اين كشور در حال بررسي است. رييس سازمان دامپزشكي افزوده كه مقدار ناچيزي دام زنده از پاكستان به ايران وارد ميشود. تاكنون كشورهاي ديگري مانند دانمارك و فرانسه هم متقاضي صادرات گوشت قرمز به ايران بودهاند كه در صورت لزوم، بررسي خواهد شد. او خبر داده كه از كشورهايي مانند ارمنستان و استراليا لاشه گوسفند وارد ميشود و براي گوشت گاوميش هم از هندوستان تقاضا وجود دارد كه در حال بررسي است.
تنها چند نمونه نگرانكننده
«گوشت قرمز» همواره در ايران مسالهدار بوده است؛ از واردات گوشتهاي آلوده گرفته تا انحصار واردات در دستان تنها پنج نفر. از خريد گوشتهاي پير و تاريخ مصرف گذشته گرفته تا جنون قيمتي.
١. قديميترين نمونه قابل بررسياش واردات گوشت هندي بود كه حدود ١١ سال پيش جنجال آفريد. شايد از همينرو بود كه تعاوني فرآوردههاي گوشتي كه تامينكننده اصلي گوشت مصرفي كارخانجات سوسيس و كالباس است، صبر كرد تا خاطره گوشتهاي آلوده فراموش شود و پس از چند سال دوباره واردات گوشت ارزان گاوميش هندي را كليد زد. اين هم مربوط به حدود چهار سال پيش (آبان ماه ١٣٩٠) است. واردات لاشههاي پير و بيكيفيت هندي كار را به جايي رساند كه محمدرضا رحيمي، معاون اول وقت رييس دولت در اظهارنظري گفت: «آن فردي كه از هندوستان لاشههاي خراب گوشت را به كشور وارد ميكند تا با آن سوسيس و كالباس درست كند هيچ جايي در كشور ندارد. آن مامور گمركي كه اين كالا را ترخيص كرده است هم همينطور. وزارت بهداشت بر توليد سوسيس و كالباس بايد نظارت كند و با افرادي كه در اين حوزه خلاف ميكنند بيرحمانه برخورد كند تا ريشه آنها را بخشكاند.»
«قيمت» مهمترين عامل انتخاب گوشت هندي بود و «سلامت مصرفكننده» با بيتوجهي سازمان مسوول از فهرست ويژگيهاي كالاي وارداتي حذف شد. گاوميشهاي هندي كه به دليل اعتقاد مردم اين كشور تنها در حال پيري و ضعف مفرط كشتار ميشوند و كيفيت پاييني دارند، در گروه ارزانترين گوشتهاي جهان طبقهبندي ميشود. كالايي كه با وجود ارزاني بيش از حد به دليل احتمال مشكلات بهداشتي تا پيش از اين خريدار چنداني در خارج از كشور توليدكننده نداشته اما بخت به آن روي كرد و ايرانيها براي خريد آن سر و دست ميشكستند.
گفته ميشد يكي از واردكنندگان مقدار قابلتوجهي گوشت گاوميش به كشور وارد و آن را توزيع كرده بود. اين محموله پس از اينكه به كشور مصر ارسال شده و بازگشت خورده است، به سوي ايران روانه و ترخيص شده بود.
٢. روزهاي پاياني تير ماه ١٣٩١ رييس انجمن دوستي ايران و برزيل پرده از رازي برداشت كه نشان ميداد انحصار واردات گوشت ايران در دست تنها پنج نفر است. ميرقاسم مومني گفته بود: چنين شرايطي وضعيت مونوپلي در واردات گوشت ايجاد كرده و اجازه نميدهد افراد ديگري به پروسه واردات گوشت از برزيل وارد شوند. نتيجه آن ميشود كه بازار بدون رقابت مانده و گوشتي كه از برزيل وارد كشور ميشود، نسبت به كشورهاي ديگر دو هزار و ٣٠٠ دلار گرانتر است. او آشكار كرده بود كه افرادي هستند كه براي اينكه منافعشان به خطر نيفتد، اجازه پايين آمدن قيمت گوشت را نميدهند. بحث منافع ٧٠٠ تا ٨٠٠ ميليون دلاري است كه باعث شده برخي نتوانند به راحتي از آن عبور كرده و منافع خود را فداي منافع مردم كنند.
پس از اين اظهارنظر جنجالي اخباري در مورد اين پنج نفر به بيرون درز كرد كه نشان ميداد دو تن از آنها براي رقابت با سه نفر ديگر به مبداء برزيلي پيشنهاد خريد به قيمت بالاتر داده بودند. چنين پيشنهادي قيمت گوشت را حتي در برزيل هم بالا كشيد. جالب آنكه اين واردكنندهها گوشتهاي بيكيفيت برزيلي را حتي تا شش ماه روي آب نگه ميداشتند تا قيمت به مرز دلخواهشان برسد و سپس آن را ترخيص ميكردند.
آن زمان روشن شد كه چون گوشت كالايي است كه نميتوان آن را قاچاق كرد، همه گوشت وارداتي كشور به نوعي از مبادي رسمي عبور كرده است. تامين مالي واردكنندگان عمده گوشت از سوي يكي از بانكهاي خصوصي هم خبرساز شد؛ بهگونهاي كه يكي از وابستگان عضو هياتمديره يك بانك خصوصي همان سال ١٣٩١ در كشور برزيل درحال چانهزني براي واردات گوشت بود. از سوي ديگر برخي شركتهاي اقماري وابسته به برخي مديران دولتي آن زمان با يك شركت تركيهاي براي واردات گوشت مذاكره كردهاند كه يكي از اركان اين مذاكره بازگذاشتن دست طرف صادركننده در تعيين قيمت گوشت صادراتي بوده است.
٣. روزهاي پاياني خرداد ماه همين امسال هم خبر رسيد كه روسيه واردات گوشت بزريلي را به دليل مسموميت اين گوشتها محدود و ممنوع كرد. اين در حالي است كه ايران ١١ ميليون دلار گوشت از اين كشور وارد كرده است. روسها ميگفتند: گوشت شركتهاي برزيلي، آلودگي شديد ميكروبي دارد و بقاياي آنتيبيوتيكها در اين گوشتها مشخص است، به همين دليل اين كشور واردات گوشت از شركتهاي برزيلي را محدود كرد.
مزد گوركن افزونتر از جان آدمي
همه اينها تنها نمونههايي از آنچه است كه در بازار گوشت ايران ميگذرد. نمونههايي كه نشان ميدهد جيب دلالان و واردكنندهها و انحصارگران از جان مردم مهمتر است. مردم همين لقمههاي كوچك را بايد با نگراني در دهان بگذارند. چرخهاي معيوب كه پس از تامين هزينههاي خوراك، تامين هزينههاي بهداشت و درمان را واجب ميكند.
منبع: اعتماد