
پروژه های زیرساختی به دلیل سود دهی در بلندمدت، بین سرمایه گذاران داخلی و خارجی طرفدار ندارند. عبده تبریزی معتقد است دولت باید برای سوق دادن سرمایه داخلی امتیازات و تشویقاتی در نظر بگیرد و با بین المللی کردن بورس، سرمایه خارجی را به پروژه های زیرساختی بلند مدت مثل ساخت بنادر جذب کند.
چرا بنادر در جذب سرمایه های داخلی و خارجی موفق نبودند؟
در پروژه های زیر ساختی مجموعه ای از عناصر خارجی مستقل بر پروژه بر آن تاثیر گذرا هستند، به همین دلیل هم برای پروژه های زیر ساختی اصولا موضوع شکست بازار مطرح می شود. درواقع کشورها برای این پروژه های زیر ساختی را می سازند که این پروژه ها در بلند مدت، در اقتصاد کلان کشور، نقش های غیرمستقیمی دارند که این نقش های غیرمستقیم برای سرمایه گذار قابل وصول نیست. سرمایه گذار در چارچوب هزینه-درآمد کار می کند در حالیکه دولت یک کشور براساس منافع و مزایای کار می کند. درواقع دولت بودجه ای دارد تا کارهایی را انجام دهد که درچارچوب بازار انجام نمی شوند، چون سوددهی ندارند. مثلا کار پلیس را بخش خصوصی انجام نخواهند داد چون سود مالی به همراه ندارد. با این حال دولت می تواند با ارایه پیشنهادهای تشویقی سرمایه گذاران را به این بخش ها دعوت کند.
دولت چطور می تواند سرمایه ها را به سوی چنین پروژه های سوق دهد؟
کار پیچیده ای نیست. شما نرخ بازده تان منفی یا خیلی پایین است. اما کار باید انجام شود. دولت می تواند بگوید من 30 درصد بلاعوض به سرمایه گذار می دهم. با این 30 درصد می توان پروژه را برای سرمایه گذار سودآورد کرد. برای سرمایه گذاری در بخش هایی که سودآور نیست، اما نیاز کشور و زیربنایی است و بازده آن مثبت و دراز مدت است. طبعا دولت باید تفاوت را پرداخت کند و این کاری است که دولت انجام می دهد.
دولت با این روشها می تواند بر سرمایه گذاران داخلی اثر بگذارد. چه راهکاریی برای جذب سرمایه سرمایه گذاران خارجی در پروژه های بلند مدت از جمله بنادر وجود دارد؟
یک راهکار موثر بین المللی کردن بورس است. بین المللی کردن بورس کمک زیادی به پروژه ها خواهد کرد اما باید بپرسیم وزارت راه چه اقداماتی برای این موضوع انجام داده است که سازمان بنادر هم بتواند طرح های خودش را در بازار بورس یا فرابورس مطرح کند. در بازار پول و سرمایه منابع تعیین کننده خواهد بود. در بازار پول یا سرمایه همیشه کسی منابع اضافه دارد و کسی منابع کمتری دارد. کسی که منابع بیشتری دارد می خواهد در پروژه هایی سرمایه گذاری کند که افراد کاردان در آن زمینه منابع کمی دارند. هیچ کاسبی در دنیا نیست که پولش را در بانک نگه دارد. کاسب پول هایش را سرمایه گذاری می کند و از مردمی هم که برای دیگران کار می کنند پس اندازهای کوچشکان را جمع می کنند. بنابراین پس اندازها همیشه کوچک هستند.
صاحبان سرمایه های بزرگ پولشان را پس انداز نمی کند آن ها سرمایه گذار هستند پول بانک، بیمه ها، بازنشستگی پول های کوچک است. نظام مالی در دنیا یاد گرفته است همه این پول های کوچک را تمرکز بدهد و از آن ها استفاده کند. من فکر می کنم سرمایه و فرصت وجود دارد اما بحث اصلی این است که بنادر چگونه می توانند از این پول ها استفاده کنند. در بنادر کارهایی هم چون فراساحل انبارداری، تخلیه و بارگیری و .. سودآور هستند. اما کارهایی مثل بندرسازی که بلند مدت است وسوددهی آن هم در بلند مدت خواهد بود، طرفدار ندارد. در ایران هم رایج نیست که افراد سرمایه گذاری 10 یا 20 ساله انجام بدهند چون همیشه نرخ تورم بالا بوده است. اگر نرخ تورم پایین بیاید، شاید گرایش به پروژه های بلند مدت بیشتر شود. در خارج چرا به سراغ پروژه های 20 ساله می روند؟ برای اینکه تورم یک تا 2درصد است. اما در ایران کسی به سراغ پروژه های بیش از هفت سال نمی رود چون تورم بالای 15 درصد است. اما برای این که دولت کمک کند تا بندر با کمک منابع بخش خصوصی ساخته شود، به اصطلاح اقتصاد می تواند یک پیشنهاد یا امکان به سرمایه گذار بدهد. مثلا بگوید من 30 درصد بلاعوض می دهم. تمام پروژه های اجتماعی یا زیرساختی همین طور هستند. اگر دولت بخواهد قطار مسافری به ایستگاهی برود که برایش صرفه اقتصادی ندارد. باید تفاوت آن را پرداخت کند. یارانه های دولتی یا تفاوت سودهای دولتی از این جنس است.
منبع: ماهنامه بندر و دریا