نقطه تعادل نرخ ارز کجاست؟

تاریخ 1394/07/05 ساعت 11:54

اگر تصمیم خالص اقتصادی باشد، باید مثل نروژ عمل کنیم؛ درآمدهای فروش نفت را سرمایه‌ گذاری کنیم و درآمدهای ناشی از آن سرمایه ‌گذاری را در هزینه‌های جاری کشور بیاوریم.

علیرضا کلاهی

بحث نرخ ارز بحث پایه اقتصادی ماکرواکونومیکی است که واقعا نرخ تعادل ارز ما کجاست! اتفاقی که در دوران آقای احمدی‌ نژاد افتاد این بود که با ورود بی‌رویه درآمدهای نفتی (درآمد ما از فروش یک دارایی) درآمد ارزی را وارد جریان بودجه جاری کشور کردیم و با متوسل ‌شدن به آن نرخ ارز را به طور مصنوعی پایین نگه داشتیم که حرکتی کاملا غلط بود. نشانه ‌اش هم این است که ۸ سال پس از آن تجربه می بینیم از دولت‌ های قبلی چه حجم ارزی وارد اقتصاد کشور شد و چه سطحی از رفاه و اشتغال وجود داشت و در آن ۸سال که نرخ ارز هم تثبیت شد، چه مقدار ارز وارد شد، آیا واقعا رفاه و اشتغال بهبود پیدا کرد؟ جواب قطعا منفی است. وقتی رقابت ‌پذیری هر اقتصادی افت می‌کند باید دولت تمهیداتی برای افزایش رقابت‌پذیری و بهره‌ وری آن اقتصاد بیندیشد. رقابت پذیری از چندجهت مختلف به دست می‌آید؛ یکی افزایش بهره‌ وری است. افزایش بهره‌ وری برنامه‌ ریزی بلندمدت می‌خواهد، بخش خصوصی و بخش دولتی باید با هم کار کنند. مطالعات و تجربه ‌های مختلفی هم در این زمینه در دنیا وجود دارد. قسمت دیگر، کاهش هزینه‌های جانبی است که کارفرمایان و تولیدکنندگان از طریق کاهش بار مالیاتی و تامین اجتماعی دارند که هیچ‌ کدام از این ها هم در کشور ما اتفاق نیفتاد.

بخش خصوصی کشور است که تولید مولد و با ارزش افزوده بالا دارد و اشتغال ایجاد می کند و نه آن بخش هایی که آشکارا را و پنهان وابسته به رانت‌های مواد اولیه، انرژی و... هستند مثلا در صنعت آلومینیوم کشور، در هر کیلو ۷۰سنت سوبسید برق به صنعت آلومینیوم داده می شود و این یعنی نزدیک به ۵۰ درصد کل قیمت آلومینیوم را در قالب برق به این صنعت سوبسید می‌ دهیم. اتفاقی که از اواخر دولت آقای خاتمی شروع شود و ما شاهدش بودیم این است که تمام صنایع ما که عمق ساخت و ارزش افزوده داشتند روز به روز پسرفت کردند و تبدیل به مونتاژ کار شدند و آن حجم ارزش افزوده داخلی در این سال ها از بین رفت. شما توجه داشته باشید خودرو فقط با حمایت ۹۰درصدی است که زنده است یا در مثالی دیگر در صنایع غذایی ما صادر کننده رب گوجه‌ فرنگی بودیم، رب در بسته‌ های ۴۰ کیلویی از ایران به ایتالیا می ‌رفت و آنجا بسته ‌بندی مجدد می‌شد اما الان رب گوجه ‌فرنگی از چین وارد می ‌کنیم؛ چه اتفاقی افتاده که ما از آنجا به اینجا رسیده‌ایم؟

باید این مسائل را تحلیل کنیم، اصلی‌ترین اثر تورم این است که قدرت رقابت شرکت‌های ایرانی را کاهش می‌ دهد. ما برای جبران کاهش این رقابت باید تمهیداتی بیندیشیم. یکی از این تمهیدات، جبران نرخ ارز است. دولت می‌تواند برنامه ‌های بهبود بهره ‌وری ارائه دهد و یارانه ‌هایی برای بهبود بهره ‌وری تعیین کند. نوع دیگر حمایت ها کاهش بار مالیاتی و تامین اجتماعی شرکت‌ ها و حتی پرداخت سوبسید به آنها در مقابل ایجاد اشتغال و پرداخت بهره بانکی آنهاست. ما باید این سبد را کنارهم ببینیم و روی آن کار کارشناسی اقتصادی انجام دهیم. قطعا نظر من این است که نرخ ارز باید بالا رود. اگر نفت را از اقتصاد ایران خارج کنیم، نقطه تعادل نرخ ارز کجاست؟ اقتصاددانان به راحتی در قابل فرمول‌های ماکرواکونومیک می‌ت وانند تعیین کنند که بدون درآمدهای نفتی نرخ ارز ما چه خواهد بود و نرخ ارز امروز چیست. واقعا باید تصمیم بگیریم که تلفیق سیاست و اقتصاد به ما اجازه می ‌دهد تا کجا برویم. اگر تصمیم خالص اقتصادی باشد، باید مثل نروژ عمل کنیم؛ درآمدهای فروش نفت را سرمایه‌ گذاری کنیم و درآمدهای ناشی از آن سرمایه ‌گذاری را در هزینه‌های جاری کشور بیاوریم. اگر به آن صورت عمل کنیم، امروز دلار در محدوده ۱۰هزار تومان باید باشد.

رئیس هایت مدیره سندیکای برق