
شرکتهایی که به ایران میآیند، هدفشان بیشتر فروش است تا سرمایهگذاری. باید آنها را به سمتی ببریم که به سرمایهگذاری تشویقشان کنیم. ابتدا باید ثروت به کشور ما وارد شود، بعد تکنولوژی بیاید و بعد هم سیستم مدیریت ما بهروزرسانی شود. مخصوصاً به این مورد آخر شدیداً نیازمندیم. برای اینکه این اتفاقات بیفتد، دولت باید بوروکراسیهای غلط را حذف کند و به بخش خصوصی مجال نقشآفرینی بیشتری بدهد.
فریال مستوفی
زمانی که فضای بينالمللي برای ایران باز شود، مسلماً سرمایهگذاران خارجی هم علاقهمند به حضور در بازار بکری مثل ایران خواهند بود. این سرمایهگذاران میتوانند از هرجایی باشند، نمیشود گفت از یک کشور بخصوص یا از یک قاره بخصوص خواهند بود. میتوانند از اروپا، آسیا و حتی آفریقا باشند. هر بازرگانی علاقهمند است پولهایش را در جایی سرمایهگذاری کند که برایش سودآور باشد. مسلماً درها باز میشود و سرمایهگذاران خارجی به سمت ایران میآیند، اما اینکه شرایط کشور ما برای جذب آنها چگونه باشد جای بحث دارد. اگرچه شرایط پساتحریم چشمانداز جدیدی را برای ایران باز میکند، اما تمام مشکلات اقتصاد ایران فقط ناشی از تحریمها نیست. بخش عظیمي هم به دلیل مدیریت نادرست بوده است. به همین دلیل اول باید پیشزمینهها برای جذب سرمایهگذاری آماده شود. در راس همه اينها، باید اعتمادسازی به وجود آید. ظرف سالهای گذشته به دلیل تبلیغات سوء علیه ایران، کشورمان چهره خوبی در جامعه بینالملل نداشته. این باید بازسازی شود و نیاز به زمان دارد. از طرف دیگر در ایران هنوز با وجود پتانسیل بالا، آمادگی خوبی نداریم. ما زیرساختهای خوبی داریم و به آبهای آزاد دسترسی داریم. اما پیشزمینه نیاز است. ما در ایران دائماً تغییر و تحول در مسائل قانونی و آییننامهها را داریم. سیستم بوروکراسی ما باید متحول شود تا پتانسیل بالایمان به کار آید. به علت این مشکلات سرمایهگذاران خارجی و حتی داخلی علاقهای به سرمایهگذاری در کشور ما نداشتهاند. این شرایط نامناسب محیط کسب و کار در ایران، میتواند برای جذب سرمایهگذاری مشکل به وجود آورد. باید زمینههای سرمایهگذاری را آماده کنیم تا سرمایهگذاران بتوانند وارد شوند.
اکنون باید از گذشته درسی گرفته باشیم؛ اگر برای یک کشور پیشرفته به هر دلیلی تحریم به وجود آید، اینهمه گرفتاری ما، برای آن هم به وجود ميآید؟ اگر کشوری خودکفا باشد و نرخ خودکفاییاش بالا باشد، ضربه کمتری میبیند. اقتصاد ما همواره وارداتمحور بوده است و به همین دلیل در دوره تحریمها ضربه سختی خوردیم. بخش بزرگی از این ضربهها هم به علت اتکا به درآمدهای نفتی بوده است. حالا باید این شرایط را تغییر دهیم و بخش خصوصی میتواند در تغییر شرایط نقش مهمي ایفا کند.
شرکتهایی که به ایران میآیند، هدفشان بیشتر فروش است تا سرمایهگذاری. باید آنها را به سمتی ببریم که به سرمایهگذاری تشویقشان کنیم. ابتدا باید ثروت به کشور ما وارد شود، بعد تکنولوژی بیاید و بعد هم سیستم مدیریت ما بهروزرسانی شود. مخصوصاً به این مورد آخر شدیداً نیازمندیم. برای اینکه این اتفاقات بیفتد، دولت باید بوروکراسیهای غلط را حذف کند و به بخش خصوصی مجال نقشآفرینی بیشتری بدهد.
دیپلماسی اقتصادی مهم و ضروری است
در جریان کسب و کار عملی من حتی زمان تحریمها مشکل چندانی به وجود نیامد. چون دیپلماسی اقتصادی را کم و بیش بلدم، حتی ظرف این مدت تحریمها درهای کشورهای خارجی آنچنان که به روی خیلیها بسته بود، به روی من بسته نبود. من ظرف مدت تحریمها، هم توانستهام سرمایهگذار خارجی جذب کنم و هم توانستهام فاینانس کنم، به این علت که به دیپلماسی اقتصادی واقف بودهام. این نوع دیپلماسی همان چیزی است که میتواند راهگشای ما باشد. ظرف دو سال گذشته هم پیشنهادهای خیلی بیشتری به من شده برای اینکه افراد بیایند و سرمایهگذاری کنند، اما این تنها در حد اطلاعات گرفتن بوده و اتفاق عملی نیفتاده است.
در کشورهایی از اروپا تا آسیا كه من در آنها حضور دارم، دیدهام که ظرف دو سال گذشته فعالان اقتصادیشان تمایل بالایی برای حضور در ایران داشتهاند. اما تمایل آنها به حضور در بخش خصوصی است. شرکتها و افراد ثروتمند در دنیا علاقهمند نیستند که با دولت سرمایهگذاری کنند، آنها شریک خصوصی در سطح خودشان میخواهند تا موازنه تساوی حقوق برهم نخورد. اقتصاد ما چون دولتی بوده، نتوانسته جذب سرمایه کند. با توجه به وضعیت بيكاري که در مملکتمان داریم، نیاز است که برای اشتغالزایی به کشورمان بیایند.
باید این سیگنال را به خارجیها بدهیم که در دوره پساتحریم، قرار نیست همان رویهای که تا به حال انجام شده ادامه یابد. زمانیکه آنها دنبال فروش بودند و ما هم دنبال خرید، تمام شده است. درآمد دولت باید به وسیله بخش خصوصی از طریق مالیات تأمین شود، اما چون چنین چیزی نبوده، دولت تمام تکیهاش به فروش نفت بوده و کاری به بخش خصوصی نداشته است. ظرف سالهای گذشته که صحبت از آزادسازی اقتصاد بوده، بسیار بد عمل شده و طبقه رانتخواری به وجود آمده است. اگر اقتصاد کاملاً دولتی میماند، بهتر بود تا به سمت «خصولتی»ها برود. دولت باید این رویه را اصلاح کند، و بخش خصوصی هم بتواند خودش را بسازد و آمادگی تعامل با بخش خصوصی دنیا را داشته باشد.
هنوز انقلاب نکردهایم
بعد از مناقشات برنامه هستهای ایران، چشم بسیاری از فعالان اقتصادی دنیا و شرکتهایشان به ایران دوخته شده است. ولی مسلماً بعضی کشورها یا افراد هستند که علاقه ندارند ایران قدرتمند شود. هر کشوری برای قدرتمند شدن سیاسی نیازمند کسب قدرت اقتصادی است. بعضیها که سوءنظر دارند مشکلاتی چه در داخل چه در خارج ایجاد کرده و خواهند کرد، اما دست خود ماست که این وضعیت را تغییر دهیم. فضاسازیهای رسانهای و تبلیغات دروغ داخلی و خارجی ترسی ندارد، کذب بودن آنها بعد از مدتی رو میشود. اما اگر کارهایی انجام دهیم که واقعاً غیرحرفهای باشد، آن سوءنظرها مقبول جلوه خواهد کرد. به همین دلیل باید بسیار مراقب حرکات و رفتارمان باشیم، و سعیمان در تعامل با دنیا باشد، نه قرار گرفتن در مقابل آنها. مسئولان باید خیلی مدیریتشده صحبت کنند. اگر صحبتهایمان طوری باشد که سرمایهگذارهای خارجی احساس کنند میخواهیم با جذب آنها تنها خودمان سود کسب کنیم و محدودیتهایی برای آنها به وجود آوریم، نخواهند آمد. اما اگر فضای خوبی از طرف مسئولان دولتی و بخش خصوصی در ایران فراهم باشد، آنقدر بازار کشور ما جذاب هست که برندهای خارجی بااشتیاق بیایند.
من در سفری که دو ماه پیش به آمریکا داشتم علاقهمندی شرکتهای آمریکایی را برای حضور در ایران مشاهده کردم. آنها هم منتظر پایان مناقشات کنگره بر توافق هستهای هستند تا اقدامات جدی و عملیشان را آغاز کنند. به نظر میرسد توافق انجامشده در نهایت از کنگره آمریکا نیز رد شود و طی دوسه ماه آینده فعالیتهای مشترک اقتصادی به صورت جدی آغاز شود. اما باید توجه داشت که بخش خصوصی باید به صورت قوی وارد مذاکره با سرمایهگذارهای خارجی شود نه دولت. هیچ شرکت خصوصی در هیچجای دنیا علاقه ندارد با دولتی سرمایهگذاری مشترک انجام دهد و به دنبال شریکی همتراز با خودش در بخش خصوصی میگردد. ما راه درازی داریم و باید دیپلماسی اقتصادی یاد بگیریم. اگرچه انقلاب کردیم، ولی هنوز انقلاب اقتصادی نکردهایم.
منبع: آینده نگر