
هدف عبور از چالشهای اقتصادی در دوره پسا تحریم، مدلی ارائه شده که با کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، گرانیگاه اقتصاد ایران را تغییر میدهد. «پرویز عقیلی، کارشناس حوزه بانکی و سرمایهگذاری»، «نرسی قربان، متخصص حوزه انرژی» و «موسی غنینژاد، اقتصاددان» در میزگردی، پیشنهاد دادند که اهرم اقتصاد ایران، از نفت به گاز تغییر کند.
با هدف عبور از چالشهای اقتصادی در دوره پسا تحریم، مدلی ارائه شده که با کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، گرانیگاه اقتصاد ایران را تغییر میدهد. «پرویز عقیلی، کارشناس حوزه بانکی و سرمایهگذاری»، «نرسی قربان، متخصص حوزه انرژی» و «موسی غنینژاد، اقتصاددان» در میزگردی، پیشنهاد دادند که اهرم اقتصاد ایران، از نفت به گاز تغییر کند.
مختصات مدل ارائه شده بر سه محور «افزایش سرمایهگذاری و اشتغال از طریق ظرفیت گاز کشور»، «عبور از دولت نفتی و اتکای دولت به مالیاتگیری از صنایع گازبر ایجاد شده» و «پسانداز منابع نفتی در صندوق توسعه ملی و کاهش اثر تورمی» استوار است. به اعتقاد کارشناسان، در مدل طراحی شده، منابع گازی بهعنوان یک مزیت اقتصادی در اختیار بنگاهها و شرکتهای حوزه انرژی قرار میگیرد، در مقابل با اخذ مالیات از این بنگاهها، اهدافی مانند افزایش سرمایهگذاری در بخشهای اقتصادی، اشتغالآفرینی و سایر مقاصد توسعهای دنبال میشود. این مکانیزم باعث میشود از خامفروشی منابع جلوگیری شده و در مقابل سطح ارزش افزوده اقتصاد بالا رود. پیشبینی میشود اگر این مدل درست صورت بگیرد، ایران میتواند به «مرکزیت صنایع گازبر در منطقه و جهان» تبدیل شود.
در میزگرد «دنیای اقتصاد» بررسی شد
حسن روحانی، رئیسجمهوری ایران در سال 89 مقالهای را در فصلنامه بینالمللی روابط خارجی منتشر کرد تحت عنوان«سیاست خارجی و آینده نفت و گاز». او در این مطلب به پیوند سیاست خارجی و منابع نفت و گاز کشور اشاره کرده و بر این موضوع متمرکز شده که سیاست خارجی توسعهای چگونه میتواند از کانال نفت و گاز، توسعه و امنیت ملی کشور را تامین کند.روحانی انرژی را از آن جهت مقوله اولویتداری برای سیاست خارجی دانسته که یکی از مهمترین عوامل تعامل و اتصال عینی ایران با جهان است.به همین دلیل رئیسجمهوری کنونی ایران در پایان دهه 80 معتقد بود که این منابع میتواند علاوه بر آنکه موتور توسعه ملی باشد در جایگاه محوری تعامل سازنده با جهان نیز نقش ایفا کند. اما روحانی در جمعبندی مقاله خود به نکتهای کلیدی اشاره دارد. او به صراحت نوشته است: «تاریخ توسعه در دوران پس از جنگ دوم جهانی به روشنی گواه آن است که یک کشور هر چند به لحاظ داخلی غنی باشد، توانایی تامین تمام منابع مورد نیاز خود در روند توسعه را ندارد. از این رو ناگزیر باید بخشی از این منابع را از محیط بینالمللی کسب کند. اهمیت این امر از آنجا ناشی میشود که در نتیجه فرآیند جهانی شدن، منابع بینالمللی توسعهای نقشی اساسی در رشد و پیشرفت یک کشور پیدا کرده است.»
از تاریخ نگارش مقاله رئیسجمهوری تاکنون نزدیک به 5 سال میگذرد. ایران در آن دوران در حال ورود به دورهای بود که میتوان آن دوره را «استفاده از تحریم به مثابه سلاح» عنوان کرد. روحانی در آن دوران ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک را برعهده داشت که نهاد منتقد وضع موجود بود، امروز در دورانی که او در جایگاه نفر اول قوه مجریه نشسته است؛ ایران با رویکرد سیاست خارجی تعاملی پیگیری شده از سوی دولت وی، در حال ورود به عصر پساتحریم است. این دورهای است که برخی به آن مانند یک فرصت مینگرند؛ فرصتی که حداقل دو انتخاب پیشروی اقتصاد ایران میگذارد، ادامه وضع گذشته و بهتبع آن دستاوردهایی همانند آن دوره و تغییر سیاست و رویکرد و تحقق اهداف چشمانداز یکی از تغییر رویکردها در حوزه اقتصاد، انتقال اتکای اقتصاد ایران از نفت به گاز است. در این مدل گاز محوریت اقتصاد ایران را برعهده میگیرد. این محوریت بدون سرمایهگذاری دولت قابل انجام است. بر اساس مدل ارائه شده، منابع گازی به عنوان یک مزیت اقتصادی در اختیار برندها و شرکتهای معتبر حوزه انرژی قرار میگیرد و در مقابل با اخذ مالیات، افزایش سرمایهگذاری و اشتغال، اهداف توسعهای تعقیب میشود. دنیای اقتصاد به جهت اهمیت موضوع این مدل را در میزگردی با دکتر پرویز عقیلی صاحبنظر در حوزه بانکی و سرمایهگذاری، دکتر نرسی قربان از متخصصان بنام حوزه انرژی در ایران و دکتر موسی غنینژاد اقتصاددان به بحث گذاشته است.
یکی از اصطلاحاتی که در متون تاریخی از آن استفاده میشود کلمه «بزنگاه» است. بزنگاه، موقعیت زمانی است که در یک کشور تحولی صورت میگیرد؛ در حالی که هنگام رخ دادن آن شاید برای کسی این تغییر و اثر آتی آن در طول زمان مشخص نباشد و تنها با گذر چندین دهه از آن مقطع است که اثر تحول انجام شده آشکار میشود. از نگاه برخی، توافق صورت گرفته میان ایران و غرب در صورت نهایی شدن میتواند آثار متفاوتی برای دو طرف در آینده داشته باشد. اگر از جنبه اقتصادی بر موضوع متمرکز شویم، با فرض اینکه موقعیت کنونی، اقتصاد ایران را در معرض انتخابی قرار داده که در آینده میتواند آثار متفاوتی به همراه داشته باشد، اولین انتخاب برای اقتصاد ایران چیست؟
پرویز عقیلی: پاسخ به این سوال مستلزم شناسایی مزیتها و چالشهای اقتصاد کشور است. اینکه ایران یکی از کشورهای دارای منابع سرشار نفت و گاز است اجماع وجود دارد. از سوی دیگر بسیاری از اقتصاددانان ایجاد اشتغال را یکی از چالشهای اصلی اقتصاد ایران در حال حاضر و در آینده میدانند؛ بنابراین اگر قرار باشد انتخاب صورت گیرد، باید پیوندی میان این دو بخش برقرار شود. به بیانی دیگر باید از فرصتها برای رفع چالشها استفاده کنیم.
اما خود نفت و نحوه خرجکرد آن تبدیل به یکی از چالشهای کنونی اقتصاد ایران شده است؟
از قید محدودکننده درستی استفاده کردید: «خرجکرد». آنچه چالش است نحوه خرج کردن نفت است و به گمان من خود نفت را نمیتوان چالش دانست؛ اما با این وجود من پیشنهادی دارم که متمرکز بر تغییر اهرم اقتصاد ایران از نفت به گاز است.
در واقع پیشنهاد میکنید ما از یک اقتصاد متکی بر صنعت نفت به اقتصاد متکی بر صنعت گاز تغییر کنیم؟ در این صورت چه تفاوتی با قطر خواهیم داشت؟
تفاوتها را باید در اجرا رقم بزنیم. اجازه بدهید اجزای مدل را تشریح کنم. برآوردها نشان میدهد تمام ذخایر گازی دنیا تا 100 سال آینده به پایان میرسد؛ اما شواهد حاکی از آن است که مقدار گاز موجود در ایران بسیار عظیم است و در این شرایط راههای مختلفی بهمنظور استفاده بهینه از منابع گازی وجود دارد. در این مسیر میتوان برخی تجارب را عینا پیاده کرد. راه دیگر این است که تجارب دنیا را شناخت و از آن با توجه به امکانات و ظرفیتهای بومی بهره گرفت. در حوزه گاز من قائل به کپیبرداری نیستم و اعتقاد دارم باید به شرایط خودمان توجه داشته باشیم.
شرایط ایران چیست؟
ایران از یک طرف منابع بسیار عظیم گازی دارد و از سوی دیگر کشور نیازمند ایجاد اشتغال است. برای اشتغال باید سرمایهگذاری انجام شود و برای سرمایهگذاری نیز به منابع احتیاج است. در این زمینه ایران با قطر فرق دارد. قطر بهواسطه جغرافیا و میزان جمعیت بهدنبال سود است، اما ایران باید بهدنبال ایجاد اشتغال باشد، بنابراین میتوان از مزیت گاز برای جذب سرمایهگذار اعم از داخلی و خارجی و ایجاد اشتغال استفاده کرد.
چگونه؟
منابع گازی این امکان را به ایران داده که تبدیل به قطب پتروشیمی جهان شود. شایسته نیست کنار ساحل خلیج همیشه فارس و دریای عمان یک وجب زمین بایر باشد و باید همه تبدیل به مراکز تولید پتروشیمی شود.
مدل شما چرا بر پایه صنعت پتروشیمی استوار است؟
چون ارزش افزوده این فعالیت بسیار بالا است و پس از آن میتوانیم تمام تمرکز خود را روی گاز بگذاریم و درآمد حاصل از فروش نفت همانند کشور نروژ به صندوق ذخیره برود؛ اما نکتهای که در این میان وجود دارد این است که ما باید استفاده بهینه از گاز را آغاز کنیم. برای اینکه بتوانیم در این عرصه موفق باشیم باید فعالیت متفاوتی را نسبت به سایر کشورها انجام دهیم و از این طریق بتوانیم سرمایه مناسبی را برای این صنعت جذب کنیم. بهطور مثال یک راهکار این است که برای شرکتهای معتبر داخلی و بینالمللی این امتیاز را قائل شویم که در صورت سرمایهگذاری در ایران به مدت 15 سال گاز رایگان در اختیار آنها قرار میدهیم، اما از سود شرکتهای بهرهبردار مالیات 25 درصد اخذ میکنیم. به این ترتیب میتوانیم بازار داخل را برای حضور سرمایهگذاران داخلی و خارجی جذاب کنیم. به این ترتیب شرکتهای معتبر که دانش کافی در صنعت پتروشیمی دارند به ایران خواهند آمد و با تاسیس کارخانههای مدرن اقدام به سرمایهگذاری در این صنعت میکنند. براساس این مدل پیشنهادی 50 درصد مبلغ مالیاتی که از شرکتهای سرمایهگذار در این مدت دریافت میشود به وزارت امور اقتصادی و دارایی و 50 درصد نیز به حساب شرکت ملی نفت واریز خواهد شد. این در شرایطی است که ممکن است پروژههای گازی در کشور چند برابر شود و این موضوع به افزایش جذب سرمایه خارجی کمک میکند. توجه کنید که واقعا در سالهای اخیر سرمایهگذاری جدیدی در این صنایع صورت نگرفته است.
ما از این ظرفیت ایجاد شده چه استفادهای خواهیم داشت؟
در صورتی که این ایده در دستور کار قرار بگیرد، از منابع عظیم گازی به بهترین شکل ممکن استفاده کرده و از سود حاصل، مالیات آن را بهصورت منظم اخذ خواهیم کرد.
چرا قیمت گاز رایگان باشد؟
باید به این نکته توجه کرد که هماکنون هر سرمایهگذار داخلی یا خارجی که قصد سرمایهگذاری در این حوزه را دارد، این سوال را مطرح میکند که گاز با چه قیمتی در اختیارش قرار میگیرد. باید برای جذب سرمایه، ریسک این موضوع را تا حد ممکن کاهش دهیم. اگر براساس طرح پیشنهادی مذکور گاز را بهصورت رایگان در اختیار سرمایهگذاران قرار دهیم، ریسک سرمایه را کاهش دادهایم. بر همین اساس از سال 1395 تا 1410 گاز رایگان در اختیار شرکتهای سرمایهگذار داخلی و خارجی قرار خواهد گرفت و در این دوران مالیات 25 درصدی نیز اخذ میشود. این موضوع باعث میشود سرعت فعالیت و توسعه افزایش یابد. اگر یک شرکت سرمایهگذاری در مدت 2 سال بتواند کارخانه مورد نیاز را در داخل کشور تاسیس کند، میتواند تا 13 سال از امتیاز ویژهای که در اختیار آن قرار گرفته به بهترین شکل ممکن و با شتاب بالا استفاده کند که این موضوع به سود اقتصاد ایران خواهد بود. براساس این طرح پیشنهادی پس از پایان دوره زمانی تعیین شده - مثلا 15 سال - قیمت گاز براساس نُرم بینالملل تعیین خواهد شد. مزیت اصلی طرح این است که در این مدت علاوهبر اخذ مالیات، اشتغال پایدار ایجاد شده و صنعت کشور توسعه پیدا میکند و متخصصان ایرانی تجربه ذیقیمت و دانش روز دنیا را به دست خواهند آورد و در نهایت کاری متفاوت از سایر کشورها همچون قطر انجام شده است.
آقای دکتر غنینژاد، مدلی که از سوی دکتر عقیلی مطرح شد بر این پایه استوار است که گرانیگاه اقتصاد ایران از نفت به گاز تغییر کند از نگاه شما اجرای این مدل امکانپذیر است.
غنینژاد: مدل ارائه شده در ذهن ما با علامت سوالهایی مواجه است. از جمله اینکه تامین گاز موردنیاز شرکتهای تازه تاسیس چگونه است؟ به بیان دیگر اگر چنین پروژهای از سوی دولت در دستور کار قرار بگیرد آیا گاز تولید شده در ایران پاسخگوی نیاز شرکتهای سرمایهگذار خواهد بود؟ درست است که ذخایر گاز ایران بسیار زیاد است، اما میزان تولید و عرضه در حال حاضر سر به سر با مصرف است؛ بنابراین اگر قیمت فروش در شرایط کنونی صفر شود ما با مازاد تقاضا و کمبود در بازار گاز مواجه خواهیم شد. ابهام دوم این است که اگر گاز بهصورت رایگان در اختیار برخی شرکتها قرار بگیرد، اختلاف قیمت میان شرکتهایی که گاز رایگان در اختیار خواهند گرفت و آنهایی که بهایی را برای گاز پرداخت میکنند بهصورت نوعی رانت درخواهد آمد. برای حل این مشکل یا باید گاز به تمام شرکتها بهصورت رایگان تحویل شود یا قاعدهای طراحی شود که فعالیتها بهصورت شفاف مشخص باشد. در صورت رفع مسائل و ابهامها میتوان از این ایده دفاع کرد.
آقای دکتر قربان، سوالی که دکتر غنینژاد مطرح کردند به حوزه تخصصی و مطالعاتی شما بازمیگردد، یکی از لازمههای این مدل تامین خوراک صنایع پتروشیمی است. با توجه به سوال مطرح شده میتوان امیدوار بود این مدل امکان اجرایی شدن داشته باشد؟
نرسی قربان: طبق آمار اخیری که از طرف «بریتیش پترولیوم» (BP) منتشر شده است، ایران بیشترین ذخایر گاز جهان را دارد. ذخایر گازی ایران طبق همین آمار، نزدیک به 5/ 3 برابر ذخایرگاز در آمریکا است، اما تولید گاز ایران کمتر از 200 میلیارد مترمکعب در سال است؛ درحالی که تولید گاز آمریکا در سال حدود 700 میلیارد مترمعکب است. این آمارها نشان میدهد، ایران ظرفیت بالایی برای تولید بیشتر گاز دارد. اگر تولید گاز ایران دو برابر شود میتوان طرح پیشنهادی آقای دکتر عقیلی را درباره صنایع گازبر اجرایی کرد.
غنینژاد: در مورد رانت چطور؟ چون هماکنون عدهای مصرفکننده گاز هستند و برای این مصرف هزینه نیز پرداخت میکنند.
نرسی قربان: آقای دکتر عقیلی یک مکانیزم کلی را پیشنهاد کردند که براساس آن دولت از طریق سیاستهای تشویقی اقدام به جذب سرمایه در صنایع گازبر همچون پتروشیمی کند.
اما درباره قیمت گاز موضوع متفاوت است. در 5 سال اخیر موضوع «شیل گاز» در آمریکا تمام معادلات انرژی را در دنیا به هم زده است. این موضوع باعث شده که ذخایر گاز آمریکا در کمتر از هشت سال دو برابر شود و تاثیر قابلتوجهی بر قیمت گاز در این کشور بگذارد.
غنینژاد: هزینه تولید شیل گاز بالاتر نیست؟
نرسی قربان: هزینه تولید شیلگاز بالاتر است، ولی شیلگاز مایعات گازی هم به همراه دارد که مایعات تا یک سال گذشته با قیمتهای بالاتر از 100 دلار به فروش میرسید. شرکتهای تولیدکننده شیل گاز مایعات تولیدی خود را در بازارهای آینده با همین قیمتها پیش فروش کردند و در نتیجه این موضوع باعث شد که ادامه فعالیتشان امکانپذیر شود. نکته دیگری که لازم است تصریح شود در رابطه با تعیین قیمت گاز در بازارهای صادراتی است. همانطور که آقای دکتر عقیلی اشاره کردند قیمت گاز در بازارهای صادراتی یکپارچه نیست و هر بازار فرمول خاص خود را دارد به همین دلیل تمام کارشناسان دنیا اعتقاد دارند که گاز قیمت بینالمللی ندارد و قیمت آن بهصورت منطقهای تعیین میشود. بهطور مثال در آمریکا ارزش گاز حدود 12 سنت برای هر مترمکعب است، ولی همین گاز در ژاپن بالاتر از 40 سنت قیمتگذاری شده است. اگر این موضوع با نفت مقایسه شود مثل این میماند که یک کشور با قیمت 40 دلار نفت را خریداری کند و کشور دیگر برای هر بشکه نفت 160 دلار پول پرداخت کند. نکتهای که وجود دارد این است که نقلوانتقال نفت آسانتر از گاز است و این موضوع باعث شده اختلاف قیمت نفت در مناطق مختلف نهایتا کمتر از 10 درصد باشد، اما نقلوانتقال پرهزینه گاز باعث شده قیمت گاز بهصورت منطقهای تعیین شود.
غنینژاد: البته گاز طبیعی مایع یا الانجی (Liquefied natural gas) امکان صادرات دارد.
نرسی قربان: بله. اما LNG مستلزم سرمایهگذاری بسیار بالا است و با فرض وجود چنین سرمایهگذاری، گرفتن سهم از بازار مستلزم صرف زمان زیادی است. بیشتر قراردادهای LNG تا سال 2025 منعقد شده و امکان ورود به بازار LNG بهصورت گسترده برای ایران تا حدود 10 سال دیگر میسر نیست، بهدلیل اینکه کشورهای دیگر مانند استرالیا و موزامبیک برنامههای خود را عملیاتی و قراردادهایی با مصرفکنندگان منعقد کردهاند. علاوه بر این، قطر نیز یکی از بزرگترین طرفهای عرضه در این بازارها است؛ بنابراین با توجه به برنامههای دیگر کشورها تا سال 2025 ایران ظرفیت زیادی برای ورود به این بازارها ندارد.
قطریها با توسعه سریع میدان گازی گنبدشمالی که با پارسجنوبی مشترک است کار بسیار عاقلانهای انجام دادند و متاسفانه ما از آن غافل ماندیم. به این ترتیب که میدان مشترک پارسجنوبی و گنبد شمالی از نظر مایعات گازی بسیار غنی است و موضوع قابل اهمیت در این میدان بهدست آوردن بیشترین حجم از مایعات گازی از میدان مشترک است. در پارسجنوبی از هر فاز روزانه حدود 40 هزار بشکه مایعات گازی و 28 میلیون مترمکعب گاز تولید میشود. ارزش صادراتی میعانات گازی از هر فاز بیش از دو برابر گاز تولیدی است. به همین دلیل موضوع اصلی در این میدان مشترک مایعات گازی است و با توجه به دستیابی به مایعات گازی، قطر توسعه سریع گنبد شمالی را در دستور کار خود قرار داد. از آنجا که قطر، گازهای تولیدی را نمیتوانست مصرف یا تزریق کند با شرکتهای معتبر دنیا وارد مذاکره شد و گاز را با قیمت پایین به این شرکتها برای تولید LNG و GTL فروخت، اما در کنار این موضوع از مایعات گاز بهترین استفاده را کرد. در عمل و با افزایش قیمت LNG از آن سو هم منافع زیادی نصیبش شد. قطر با این تصمیم بسیار عاقلانه و اتخاذ سیاستهای تشویقی توانست به اهداف خود برسد؛ یعنی هم از فروش مایعات گازی حوزه مشترک با ایران سود زیادی بهدست آورد و هم پایتخت LNG و GTL جهان شد.
غنینژاد: این اتفاق در یک بازه زمانی طولانی مدت رخ داد.
نرسی قربان: دقیقا همینطور است. نکته مهم این است که خود قطر سرمایهگذاری نکرده و شرکتهای معتبر دنیا سرمایههای خود را به این کشور بردند و قطریها سود مورد نظر را به دست آوردند. در حوزه GTL شرکت شل در قطر 19 میلیارد دلار سرمایهگذاری انجام داده است. البته مسوولان این شرکت پیش از اینکه به قطر بروند به ایران آمدند و گفتند آمادگی تولید روزانه 70 هزار بشکه GTL (تبدیل گاز طبیعی به هیدروکربنهای مایع) را در ایران دارند. پس از این اعلام آمادگی قرارداد میان شل و پتروشیمی امضا شد و 30 میلیون دلار هم از سوی طرفین هزینه صورت گرفت، اما این قرارداد به سرانجام نرسید.
غنینژاد: این موضوع به چه زمانی باز میگردد؟
نرسی قربان: در حدود سال 2000 میلادی این اتفاق رخ داد. در آن زمان آقای نعمتزاده، مدیرعامل شرکت پتروشیمی و آقای زنگنه وزیر نفت بود.
چرا این قرارداد به سرانجام نرسید؟
به سرانجام نرسیدن این قرارداد دو دلیل عمده داشت. دلیل نخست به عدم تعیین قیمت گاز در بلندمدت مربوط میشود. سرمایهگذاران معتقد بودند قیمت گاز در بلندمدت در ایران مشخص نیست و ممکن است دولتهای آینده قیمت گاز را به میل خود افزایش دهند. دومین عامل این بود که سرمایهگذاران قصد داشتند گاز تولید شده را فقط برای تبدیل گاز به فرآوردههای نفتی تبدیل کنند. نظر دولت این بود که موضوع تولید گاز بر مبنای قرارداد بیع متقابل و تولید فرآورده از گاز کاملا جدا است و در صورتی که میخواهند فرآوردههای گازی تولید کنند باید با پتروشیمی مشارکت داشته باشند. پس از دو سال فعاليت در اين طرح، موافقتهاي لازم براي قيمت گاز و نحوه تخصيص اين گاز به طرح با شركت ملي نفت و ساير ارگانهاي ذيربط به بنبست خورد و شل با قطر قرارداد بست و ظرفیت 19 میلیارد دلاری سرمایهگذاری از دست رفت. آنچنان که شنیده میشود قطر گاز خود را بهصورت رایگان در اختیار این طرح قرار داده و در مقابل در منافع شریک آنها شده است. این را هم یادآوری میکنم که جمعیت بومی قطر 700 هزار نفر است (جمعیت قطر: 2 میلیون و 169 هزار نفر است) و 6 برابر جمعیت قطر در دانشگاههای ایران مشغول تحصیل در مقطع کارشناسی هستند، اما در این شرایط قطر با این جمعیت و پتانسیل، توانسته چنین پروژههای بزرگی را مدیریت کند.
عقیلی: همین موضوع باعث شده تا قطر ثروتمندترین کشور دنیا شود.
نرسی قربان: علاوهبر ثروت در جغرافیای سیاست هم این کشور اهمیت پیدا کرده است. توانمندیهای اقتصادی به قطر اعتبار سیاسی هم داده است. در جریان مذاکرات هستهای ایران و غرب، وزیر امور خارجه آمریکا به قطر با 700 هزار نفر جمعیت بومی سفر و به آنها اعلام میکند که نسبت به این مذاکرات نگران نباشید. موضوع این است که ثروت، اینقدرت را ایجاد میکند که چنین اتفاقی رخ بدهد. بهطور مثال هماکنون قدرت عربستان سعودی بهدلیل ثروتی است که در این کشور وجود دارد.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد