
در بعد اقتصادی سیاست های پولی و مالی، مهم ترین ابزار دولت ها برای دستیابی به اهداف کلانی چون رشد اقتصادی و کنترل تورم هستند.
نصیبه خیری/ پژوهشگر
در بعد اقتصادی سیاست های پولی و مالی، مهم ترین ابزار دولت ها برای دستیابی به اهداف کلانی چون رشد اقتصادی و کنترل تورم هستند. توسعه طلبی و بهبود وضع اقتصادی کشور مهم ترین خواسته سیاست گذاران کشور در طول پنج برنامه اقتصادی بوده است و همواره اهداف بسیار جاه طلبانه ای برای رشد اقتصادی و کاهش تورم را به دنبال داشته که هیچ یک دست یافتنی نبوده است. در واقع مهم ترین ابزار سیاست گذاری در کشور بودجه های عمرانی، تسهیلات بانکی و کنترل نرخ ارز بوده که هر سه رشد پایه پولی بسیاری را موجب شده است. به عنوان مثال رشد پایه پولی سیاستی است که در دوره های افزایش درآمدهای نفتی، تشدید شده است. این سیاست غالبا با واردات بی رویه و آسیب های شدید به بنیان های تولید درکشور، اقتصاد ایران را به وضعیت مشابه بیماری هلندی مبتلا ساخته است.
براساس ملاحظات نظری اولین نتیجه تزریق درآمدهای ارزی حاصل از صادرات مواد خام، تقویت پول ملی و رشد عرضه پول در دورن نظام اقتصادی است که علاوه بر دامن زدن بر رشد مصرف در جامعه، با افزایش نسبت شاخص قیمت کالاهای غیرقابل مبادله به قابل مبادله در کنار ساختارهای غیربهینه تولید، هزینه ثابت سرمایه و نیز هزینه ریالی تولید را افزایش می دهد و غیر رقابتی بودن محصول صنایع داخلی را تشدید می کند که همه این عوارض به عنوان آثار بروز بیماری هلندی در اقتصاد تلقی می شود. نگاهی به روند نرخ شد درآمدهای نفتی و پایه پولی نشان می دهد که پایه پولی همواره با رشد مثبت همراه بوده است و نوسانات آن در اغلب موارد، نوسانات درآمدهای نفتی را همراهی نموده است. نکته جالب توجه این که در مواقع رشد منفی درآمدهای نفتی نیز پایه پولی همچنان از رشد مثبت بخوردار بوده است.
نصیبه خیری پژوهشگری است که در مقاله ای با عنوان « رابطه رشد پایه پولی و رشد اقتصادی در ایران» به بررسی این موضوع پرداخته است و در ابتدا 4 سوال اساسی را طرح کرده است:
1-اتخاد سیاست های انبساطی در کشور برچه اساسی صورت گرفته است؟ آیا سیاست گذاران با هدف رشد اقتصادی، اقدام به رشد پایه پولی کرده اند و یا اهداف دیگری را دنبال می کردند؟
2-آیا ارتباطی بین رشد پایه پولی و رشد اقتصادی وجود دارد؟
3-آیا باور سیاست گذاران بر این بوده است که با تزریق درآمدهای نفتی از طریق رشد پایه پولی می توان بر تمام مشکلات ساختاری اقتصاد کشور غلبه کرد و بدون توجه به توان جذب این منابع به صرف افزایش نقدینگی، تحرک اقتصادی را موجب گردید با آن که به واقع سیاست های کوتاه مدت و به اصطلاح، پوپولیستی مد نظر آنان بوده است؟
4-آیا تزریق نقدینگی توانسته است بر مشکلات تامین نقدینگی بنگاه ها فایق آید و یا آن که خود به اهرمی برای افزایش تورم و فشار مضاعف بر توان تولیدی کشور تبدیل شده است؟
پس از طرح این سوالات پژوهشگر در این مقاله نوشته است که از منظر کلان و دیدگاه های کینزی و نیوکینزی، پول خنثی نیست و سیاست های پولی اثرگذارند و به نظر می رسد که چنین دیدگاهی در میان سیاست گذاران کشور از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده به طوری که همواره سیاست های پولی انبساطی را چه در دوره رکود و چه در دوره رونق، رقم زده است. نتایج اغلب مطالعاتی که تاکنون در خصوص بررسی اثرگذاری پول در ایران صورت گرفته، حاکی از آن است که سیاست های پولی در میان مدت و بلندمدت در ایران خنثی بوده است و تنها در مورد اثرگذاری کوتاه مدت آن اختلاف وجود دارد. به طوری که برخی پژوهش ها نشان داده اند که رشد پول در کوتاه مدت بر متغیرهای واقعی، اثرگذار است درحالی که برخی دیگر این فرضیه را رد کرده اند. در تازه ترین مقاله ای که توسط پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی انتشار یافته است، همبستگی مثبت میان رشد پایه پولی و رشد اقتصادی حتی در کوتاه مدت رد شده است، به طوری که همبستگی میان متغییرهای پایه پولی، حجم پول و حجم نقدینگی با رشد اقتصادی ارتبا معنی داری را نشان نمی دهد. همچنین بین تورم و رشد اقتصادی نیز رابطه معنی داری مشاهده نمی شود. جز قیمت دلار در زمان تغییر ( وقفه صفر) سایر متغییرها نظیر پایه پولی، حجم پول، حجم نقدینگی، قیمت دلار از وقفخ اول به بعد، نوسانات دلار، تورم و درآمدهای نفتی، هیچ یک در کوتاه مدت بر رشد اقتصادی کشور تاثیری نداشته اند. همچنین در بلند مدت رابطه مثبت و قوی میان تورم و رشد پایه پولی برقرار است. بنابراین رشد پایه پولی در بلندمدت به تورم منتهی می شود. اما بررسی رابطه میان روند بلند مدت رشد پایه پولی و رشد اقتصادی نشان می دهد که هیچ رابطه ای میان این دو متغییر در بلند مدت وجود ندارد؛ پس می توان نتیجه گرفت که اگر سرعت گردش پول در بلند مدت ثابت باشد و تئوری مقداری پول نیز برقرار باشد، افزایش پایه پولی در بلندمدت محصولی جز تورم نخواهد داشت و اجازه نخواهد داد رشد اقتصادی محقق شود. براین اساس در بلندمدت رابطه ای منفی میان رشد اقتصادی و تورم در ایران وجود دارد.
در ادامه این مقاله پژوهشگر نتیجه گرفته است که افزایش تورم در بلند مدت می تواند از یک سو سبب کاهش انگیزه های سرمایه گذاری و تولید شود و از سوی دیگر با کاهش دستمزد حقیقی به کاهش عرضه نیروی کار و در نهایت، کاهش رشد اقتصادی منجر شود. علاوه بر این از سوی دیگر تعبیر رابطه منفی میان این دو متغییر می تواند به این شکل باشد که در بلند مدت، شوک های منفی عرضه که به طور مستمر اقتصاد را تحت تاثیر قرار داده است باعث کاهش رشد اقتصادی شده و از طریق کوچک شدن کیک اقتصاد به افزایش تورم در بلند مدت دامن زده است.
در بخش دیگری از این پژوهش از ناکارایی نظام تامین مالی کشور که گاهی به نادرست از آن به عنوان « کمبود نقدینگی» یاد می شود، به عنوان یکی از مهم ترین چالش های بنگاه های اقتصادی کشور نام برده شدهو در ادامه نوشته شده: عدم وجود سلامت در نظام بانکی کشور یکی از مهم ترین دلایل عدم موفقیت نظام تامین مالی در ایجاد سیستمی کارآمد برای گردش سالم مالی بوده است که کوچک بودن بازار سرمایه و عدم مشارکت آن در تایم مالی بنگاه های اقتصادی و محدودیت فعالان اقتصادی در اخذ تسهیلات، بر شدن اثر گذاری آن افزوده است. بر اساس ارزیابی فعالان اقتصادی در گزارش رقابت پذیری جهانی، از سال 2010 تاکنون، سیستم بانکی کشور روندی نزولی را به لحاظ سلامت نظام بانکی طی کرده و ظرف 5 سال از رتبه 113 در میان 139 کشور جهان به رتبه 125 از میان 144 کشور جهان رسیده است.
در پایان این مقاله پژوهشگر به جمع بندی پرداخته و نوشته است: مطالعات انجام گرفته در سطح جهان اغلب نظریه خنثی بودن پول در میان مدت و بلند مدت را تایید می کنند. براین اساس مطالعات متعددی در ایران انجام گرفته است که غالبا یافته های آن ها منطبق بر یافته های مطالعات جهانی بوده است. در کوتاه مدت نیز برخی مطالعات بی اثر بودن پول و برخی دیگر اثر گذاری پول بر متغییرهای واقعی اقتصاد را نشان داده اند. تازه ترین مطالعات انجام شده در پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی حاکی از آن است که در کوتاه مدت جز قیمت دلار در زمان تغییر (وقفه صفر)، سایر متغییرها نظیر پایه پولی، حجم پول، حجم نقدینگی، قیمت دلار از وقفه اول به بعد، نوسانات دلار، تورم و درآمدهای نفتی، هیچ یک در کوتاه مدت بر رشد اقتصادی کشور تاثیر نداشته اند. همچنین بررسی روابط بلند مدت نشان می دهد که رابطه مثبت و قوی میان تورم و رشد پایه پولی برقرار است و رشد پایه پولی و رشد اقتصادی، حاکی از این است که هیچ رابطه ای میان این دو متغییر اقتصادی، وجود ندارد. مانند سایر کشورها در ایران نیز، رشد پایه پولی موجب رشد اقتصادی نمی شود اما اهداف جاه طلبانه رشد اقتصادی موجب رشد پایه پولی شده است.