
درحالی كه مسوولان جمهوری اسلامی ایران در تبوتاب گسترش همكاریهای تجاری خود با جمهوری خلق چین هستند و روزبهروز در جهت گسترش این همكاریها تلاش كرده و توافقنامه و تفاهمنامه امضا میكنند،آمارها پرده از واقعیتهایی برمیدارند كه شاید اگر مسوولان ما گزارشهای واقعی و دقیقتری در دست داشته باشند، كمی در روابط تجاری خود با سایر كشورها تامل بیشتری داشته باشند. مقایسه آمارهای گمركی جمهوری اسلامی ایران با آنچه چینیها اعلام میكنند، فاصله زیادی دارد.
رونامه تعادل: درحالي كه مسوولان جمهوري اسلامي ايران در تبوتاب گسترش همكاريهاي تجاري خود با جمهوري خلق چين هستند و روزبهروز در جهت گسترش اين همكاريها تلاش كرده و توافقنامه و تفاهمنامه امضا ميكنند،آمارها پرده از واقعيتهايي برميدارند كه شايد اگر مسوولان ما گزارشهاي واقعي و دقيقتري در دست داشته باشند، كمي در روابط تجاري خود با ساير كشورها تامل بيشتري داشته باشند. مقايسه آمارهاي گمركي جمهوري اسلامي ايران با آنچه چينيها اعلام ميكنند، فاصله زيادي دارد.
براساس گزارش تسنيم، مبادلات تجاري ايران و چين در ۱۱ماهه ژانويه تا نوامبر ۲۰۱۴ با افزايش ۳۶درصدي نسبت به مدت مشابه سال قبل به 47.5ميليارد دلار رسيد. براساس اين گزارش صادرات چين به ايران در ماههاي ژانويه تا نوامبر امسال رشد قابل توجه ۸۷درصدي را تجربه كرده و به ۲۲ميليارد دلار رسيده است. در مدت مشابه سال قبل صادرات چين به ايران 11.7ميليارد دلار برآورد شده بود.
رشد ۸۷درصدي صادرات چين به ايران در ۱۱ماه نخست ۲۰۱۴ درحالي است كه واردات چين از ايران در اين مدت تنها ۱۰درصد افزايش داشته است. واردات چين از ايران در ۱۱ماه نخست سال ۲۰۱۴ بالغ بر 25.5ميليارد دلار اعلام شده است.
چين در مدت مشابه سال ۲۰۱۳ بالغ بر 23.1ميليارد دلار كالا از ايران وارد كرده بود. درحالي كه آمارهاي گمرك جمهوري خلق چين خبر از صادرات 25.5ميليارد دلاري به ايران دارد، آمار گمرك جمهوري اسلامي ايران، واردات از چين را در 11ماه نخست سال، 11ميليارد و321ميليون دلار اعلام كرده است. در واقع آنچه چين بهعنوان صادرات به ايران در آمار گمرك خود اعلام كرده است، دوبرابر آمار واردات ايران از چين است.
هرچند افتخارات مسوولان دولتي هركشوري به استناد عدد و رقمهايي است توسط معتمدين آن دولتها جمعآوري شده است ولي افسوس كه سالهاست چتر بياعتمادي بر آمار ايران سايه افكنده است. تناقض ميان آمار اعلام شده توسط گمرك ايران و چين مصداق ديگري بر ترويج اين بياعتماديهاست.
اسدالله عسگر اولادي در اين رابطه در گفتوگو با «تعادل» ميگويد: ايران دو نوع واردات و صادرات دارد يكي واردات و صادرات مستقيم به چين و ديگري بهصورت غيرمستقيم انجام ميشود. برخي كالاهايي هستند كه از گمركهاي ايران به گمركهاي ساير كشورها بهصورت مستقيم وارد يا صادر ميشوند. درحالي كه براي واردات و صادرات برخي از كالاهاي ديگر بهدليل تحريم يا محدوديتهاي گمركي و نداشتن فضاي مناسب ازجمله كمبود بندرگاه مناسب ناگزيريم كه از فضاي گمركي ساير كشورها استفاده كنيم.
اين نوع واردات و صادرات بهصورت غيرمستقيم به حساب ميآيد. ازجمله كشورهايي كه واسطه ايران و ساير كشورها براي مبادله غيرمستقيم هستند، كشور امارات است.
وي علت تفاوت آمار گمركي ايران و چين را در تفاوت نوع مبادله مستقيم و غيرمستقيم و محاسبه آن در آمار گمركي ميداند و در اين رابطه ميگويد: آمار واقعي آن چيزي است كه گمرك كشور چين در 11ماهه نخست سال2014ميلادي اعلام كرده است و آمار واقعي گمرك جمهوري اسلامي ايران واقعي نيست زيرا فقط دادههاي مبادلات تجاري مستقيم در اين آمار لحاظ شده و خبري از مبادلات غيرمستقيم نيست.
عسگر اولادي كل مبادله ايران و چين را 51ميليارد دلار اعلام كرد و ميگويد: 25.5ميليارد صادرات چين به ايران است و 26.5ميليارد دلار صادرات ايران به چين است.
اين سالهايي كه گذشت بهدليل شرايط تحريم وابستگي ما روز به روز به كشورهايي كه داراي روابط حسنه با ساير كشورها بودند، بيشتر شد ازجمله اين كشورها ميتوان به جمهوري خلق چين اشاره كرد.
چين مهمترين و بزرگترين شريك تجاري ايران بهشمار ميرود و در تمام سالهايي كه ما در تحريم به سر برديم شانه به شانه تجارت ما حضور فعال داشته است. درصد وابستگي ايران به كشور چين درسال 1372 رقم 1.65درصد بوده است، درحالي كه اين درصد وابستگي در سال 1393 به رقم 23.06درصد رسيده است. اما تمام اين شواهد نشان ميدهد كه باز هم آمارها ما را فريب دادهاند و وابستگي ايران به چين بسيار بيشتر از اين ارقام محاسبه شده است. مبناي محاسبه اين وابستگي آمار داخلي است و اگر بخواهيم واقعيتها را محاسبه كنيم و براساس آمار اعلام شده از گمرك كشور چين محاسبه كنيم. اين وابستگي دوبرابر ميشود. وقتي واردات كشور ايران از چين براساس محاسبات داخلي 11ميليارد دلار اعلام ميشود و براساس آمار خارجي اين عدد دوبرابر شده و 22ميليارد دلار محاسبه ميشود با يك حساب سرانگشتي ساده ميتوان فهميد كه اين درصد وابستگي 23درصدي يك عدد داخلي است و واقعيت اين است كه تجارت ايران در حدود 50درصد وابستگي به كشور چين دارد.
تا به حال هرگاه صحبت از جنس كالا ميشد ميپرسيديم اين كالا داخلي است يا خارجي؟ تمام تبليغات براي استفاده از كالاي داخلي به جاي خارجي بوده است. غافل از اينكه امروز جنس عدد و ارقام هم ايراني و خارجي دارد و در محاسباتمان بايد بپرسيم كه اين آمارها توليد داخل است يا خارجي است؟