
ارزش افزوده و محاسبات آن یكی از حلقههای گمشده صنعت كشور جهت هدفمندی برای سرمایهگذاری و دستیابی به توسعه است. این مفهوم اقتصادی اكنون نقش كلیدی را در جهتگذاری شركتهای بزرگ جهان و كشورهای توسعه یافته ایفا میكند بهگونهیی كه بدون محاسبات ارزش افزوده در زمینههای مختلف اقدام به سرمایهگذاری نمیكنند. در تعریف ساده هر چیز كم ارزشی كه در یك فرآیند تبدیل به محصولی دارای كاربرد شود، ارزش افزوده گفته میشود.
ارزش افزوده و محاسبات آن يكي از حلقههاي گمشده صنعت كشور جهت هدفمندي براي سرمايهگذاري و دستيابي به توسعه است. اين مفهوم اقتصادي اكنون نقش كليدي را در جهتگذاري شركتهاي بزرگ جهان و كشورهاي توسعه يافته ايفا ميكند بهگونهيي كه بدون محاسبات ارزش افزوده در زمينههاي مختلف اقدام به سرمايهگذاري نميكنند. در تعريف ساده هر چيز كم ارزشي كه در يك فرآيند تبديل به محصولي داراي كاربرد شود، ارزش افزوده گفته ميشود.
نفت در پتروشيمي، سنگ و مواد معدني در صنعت و چوب و فلزات در هنر صنايعدستي نمونههاي بارز كسب ارزش افزوده به شمار ميروند كه قيمت محصول تا مواد اوليه آن تفاوت فاحشي دارد. در ادامه وضعيت معدن را به عنوان رتبه نخست در كسب ارزش افزوده كشور در مقايسه با ساير بخشهاي اقتصادي بر اساس اسناد مركز آمار و مركز پژوهشهاي مجلس بررسي ميكنيم.
چگونگي محاسبه ارزش افزوده
بخش معادن
براي بررسي وضعيت ارزش افزوده بخش معدن و چگونگي قرارگيري آن در صدر فهرست انواع سرمايهگذاريها لازم است ابتدا با مفهوم ارزش افزوده آشنا شويم. محمد طبيبيان در كتاب اقتصاد كلان، ارزش افزوده را اينگونه تشريح ميكند: ارزش افزوده عبارت است از افزايشي كه به ارزش يك محصول در حين انجام يك مرحله توليدي صورت ميپذيرد.
مثلا سنگآهن در يك مرحله توليدي تبديل به چدن و چدن در مرحله توليدي ديگر به فولاد و اين محصول به فولادهاي مخصوص تبديل ميشود. فولاد مخصوص در مراحل ديگر تبديل به شاسي اتومبيل و شاسي با ساير قطعات و در مرحله نهايي به اتومبيل تبديل ميشود. حال اگر هر مرحله توليدي توسط يك كارخانه يا يك واحد جداگانه انجام پذيرد، ارزش توليد معدن معادل ارزش مقدار سنگآهني است كه استخراج كرده و ارزش توليد چدن توسط ذوبآهن شامل ارزش سنگآهن نيز هست و به همين ترتيب فولاد در برگيرنده ارزش چدن و در نتيجه آهن نيز خواهد بود و سرانجام اتومبيل در برگيرنده ارزش كالاهاي واسطهيي و نيمساخته قبلي خود ميشود.
بدينگونه ميبينيم كه جمع كردن ارزش توليد در مراحل مختلف توليدي سبب ميشود كه ارزش سنگآهن را به دفعات به حساب آوريم. براي جلوگيري از بروز اين مشكل در سنجش توليد يك نظام اقتصادي از مفهوم ارزش افزوده استفاده ميكنيم. اين مثال را ميتوان براي صنايع سنگ تزئيني، آلومينيوم، مس، قلع و ... عموميت داد.
رشد متوسط 28 درصدي
معدن طي 20 سال
گزارش مركز پژوهشهاي مجلس نشان ميدهد، روند ارزش توليد معادن درحال بهرهبرداري از سال 1370 تا 1382 با يك آهنگ ملايم از 424,800ميليون ريال تا 7,852,000ميليون ريال رشد كرده اما پس از آن آهنگ رشد تندتر و در سال 90 توليد به مبلغ 65,442,000 ميليون ريال رسيده است. عوامل رشد بيشتر ناشي از مقادير گزارش شده بر اساس قيمتهاي اسمي، رشد تعداد معادن درحال بهرهبرداري همچنين ميزان توليد واقعي بوده است.
روند ارزش افزوده معادن درحال بهرهبرداري نيز با رشد متوسط سالانه حدود 28درصد از رقم 364,600 ميليون ريال در سال 70 به 50,442,000 ميليون ريال در سال 90 افزايش يافته است. متوسط ارزش افزوده ايجادي معادن در طول اين دوره 11,342,209ريال بوده است.
در اين دوره از نظر رشد ارزش افزوده بخش معدن با رشد سالانه 49/7درصدي درصدر قرار گرفته و بعد از آن بخشهاي صنعت، ساختمان، خدمات و كشاورزي به ترتيب با 77/6، 58/4، 45/4، 76/3درصد در جايگاههاي بعدي قرار گرفتهاند. ارزش افزوده بخش معدن با رشد متوسط سالانه 49/7درصدي از1,169ميليارد ريال در سال 70 به 4,615ميليارد ريال در سال 89 افزايش يافته است. از لحاظ ميزان ارزش افزوده باز هم بخش معدن درصدر قرار گرفته و بعد از آن بخشهاي صنعت، كشاورزي، ساختمان و خدمات به ترتيب در جايگاههاي بعدي قرار دارند. البته در بيشتر سالهاي دهه 70 ميزان ارزش افزوده بخش كشاورزي بيشتر از بخش صنعت بوده است.
911 ميليون تومان ارزش افزوده
براي هر معدن
با توجه به فعاليت بيش از 84 هزار و 528 شاغل در بخش معادن درحال بهرهبرداري ميتوان تخمين زد كه هر معدنكار ايراني سالانه بيش از 56 ميليون تومان ارزشآفريني در اين بخش دارد.
اگر بخواهيم اين ميزان را ماهانه محاسبه كنيم، اين رقم به 4.6ميليون تومان ميرسد. همچنين با توجه به وجود 5246 معدن درحال بهرهبرداري در كشور ميتوان برآورد كرد كه هر معدن در ايران بيش از 911ميليون تومان ارزش افزوده دارد. البته ارزشآفريني بيش از 4783ميلياردتوماني در بخش معدن مربوط به سال 1390 است كه مركز آمار ايران در آمارهاي «ايران در آيينه آمار 91» منتشر كرده و اين رقم حاكي از رشد 23درصدي نسبت به سال 1389 است. به نظر ميرسد اين آمارهاي با تاخير منتشرشده برگرفته از آمارهاي سرشماري سال 1390 باشد كه تاكنون بخشهايي از آن منتشر شده و جزيياتي از آن را مركز آمار ايران منتشر نكرده بود. با اين حال جدا از روند صعودي در ارزش افزوده معادن در سال 1390 نسبت به سال قبل از آن، اين روند صعودي را در تعداد كاركنان معادن نيز ميتوان مشاهده كرد كه در سال 1390 نسبت به سال قبل از آن حدود چهاردرصد رشد داشته است. همچنين در مورد ارزش افزوده معادن كشور آمار قابل توجه ديگر، معادني است كه بيشترين سهم را داشتهاند. بر اين اساس معادن سنگآهن، سنگ مس و سنگهاي تزييني به ترتيب با 1.8هزار ميليارد، 1.2هزار ميليارد و 442ميليارد تومان داراي بالاترين ميزان ارزش افزوده بودند كه مجموع ارزش افزوده اين معادن حدود 73درصد از كل ارزشافزوده اين بخش را به خود اختصاص دادهاند. همچنين سه استان كرمان، يزد و تهران بالاترين ارزش افزوده را در اين بخش داشتهاند. همانطور كه آمار نشان ميدهد ايران با توجه به ذخاير غني معدني كه 7درصد از كل ذخاير جهان را در اختيار دارد ميتواند با جذب سرمايههاي بيشتر درحوزه معدن و صنايع معدني به صورت ويژه امكان توسعه را براي ساير بخشهاي اقتصادي فراهم آورد. براي تحقق اين مهم بهبود زيرساختهاي حمل و نقل ريلي و اصلاح قوانين مرتبط با معادن و كاهش هزينههاي بهرهبرداري يك ضرورت به شمار ميرود.
روزنامه تعادل-سينا ايرانپور اناركي